جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١١٣ - غزل ٤٣٤ گر چه ما بندگان پادشهيم
٣٥٢٧
مُخالَفَتَهُ.»
[١]: (جوار و قرب خدا را به كسى دهند كه از او اطاعت و فرمانبرى نموده و از مخالفت با او بپرهيزد.- يا:
٣٠٠٤
«فَضآئِلُ الطّاعاتِ تُنيلُ رَفيعَ المَقاماتِ.»
[٢]: (فضيلتها و برتريهاى طاعات و عبادات، [انسان را] به مقامات بلند نايل مى گرداند.- نيز:
٣٠٠٥
«مَنْ عَمِلَ بِطاعَةِ اللَّهِ، مَلِكَ.»
[٣]: (هركس به طاعت خدا عمل كند، دارا مى گردد.- همچنين:
٣١٤٣
«لا عِزَّ كَالطّاعَةِ.»
[٤]: (هيچ عزّت و سرافرازيى چون طاعت و عبادت [خدا] نيست.)
|
گنج در آستين و كيسه تهى |
جامِ گيتىْ نما و خاكِ رَهيم |
|
اين ماييم كه باذن اللَّه گنج كمالات و تصرّف در عالم را در آستين داريم؛ كه:
٣١٠٤
«عَبْدى! أطِعْنى، حَتّى أجْعَلَكَ مَثَلى، ... أنَا مَهْما أشآءُ يَكُونُ، أجْعَلُكَ مَهْما تَشآءُ يَكُونُ.»
[٥]: (بنده من! از من اطاعت كن تا تو را نمونه خود قرار دهم ... من هرچه بخواهم موجود مى شود، تو را نيز آنچنان مى گردانم كه هرچه بخواهى مى شود.)؛ ولى در ظاهر، از درهم و دينار دنيوى تهيدستيم. و اين ماييم كه در عين عبوديّت و خضوع و خشوع در پيشگاه حضرت دوست، محلّ تجلّى كمالات و اسماء و صفات پروردگاريم و همه عالم را، كه مظهر اسماء و صفات اويند، مىتوان با ما ديد.
|
هوشيارِ حضور و مستِ غرور |
بحر توحيد و غرقه گُنهيم |
|
اين ماييم كه مراقب حضور پروردگار، و از لذّت اين مقام و منزلت سرمستيم؛ كه:
٣٠٠٨
«يا أباذَرٍّ! اعْبُدِ اللَّهَ كَأَنَّكَ تَراهُ، فَإنْ كُنْتَ لاتَراهُ، فَإنَّهُ يَراكَ.»
[٦]: (اى ابوذر! خدا را آنچنان عبادت.
[١] - غرر و درر موضوعى، باب الطاعة، ص ٢١٨.
[٢] ( ٢، ٣) غرر و درر موضوعى، باب الطاعة، ص ٢١٩.
[٣] ( ٢، ٣) غرر و درر موضوعى، باب الطاعة، ص ٢١٩.
[٤] - غرر و درر موضوعى، باب الطاعة، ص ٢٢١.
[٥] - الجواهر السّنيّة، ص ٣٦١.
[٦] - بحار الانوار، ج ٧٧، ص ٧٦.