جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١١٢ - غزل ٤٣٤ گر چه ما بندگان پادشهيم
مىجويد تا اينكه او را دوست مى دارم؛ و هنگامى كه او را دوست داشتم گوش او مى شوم كه با آن مى شنود، و چشم او مى شوم كه با آن مى بيند، و زبان او مى گردم كه با آن سخن مى گويد، و دست او مى شوم كه با آن مى گيرد ...).
مگر حضرت محبوب به ولىّ خويش چه مقامى داده، كه جنگيدن با او جنگيدن با حضرت حق به حساب مى آيد؟ مگر اطاعت و بندگى او در واجبات چه نقشى دارد كه قرب ذاتى براى بنده مى آورد؟! مگر نوافل و زيادى بر واجبات، كه همان اطاعت و بندگى غير الزامى است، چه اثرى در بنده مطيع مى گذارد كه محبوبِ خدا شده، و قرب اسماء و صفاتى را دارا مى گردد، به گونه اى كه خدا گوشش و چشمش و زبانش و دستش مى شود؟! يعنى بنده در اين كمالات بىانتها مى گردد، سلطنت و پادشاهى بالاتر از اين كجا بدست مى آيد؟!.
حال ببينيم اثر اين بندگى را كه پادشاهى است «چه ساعاتى از شبانه روز مى توان بدست آورد. خواجه در مصرع دوّم مى گويد: «پادشاهانِ ملك صبحگهيم» قرآن شريف هم مى فرمايد: «وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ، عَسى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً»[١]: (و پاسى از شب را با [خواندن] قرآن بيدار باش در حالى كه اين دستور اضافى تنها براى توست، اميد است پروردگارت تو را به مقام پسنديده اى برانگيزد.).
خلاصه آنكه بخواهد بگويد: بيدارى شب است كه عبوديّت و اطاعت پروردگار را نتيجه مى دهد، و تمام انبياء و اولياء : از اين راه به مقام والاى انسانيّت و سلطنت حقيقى رسيدهاند؛ كه:
٣٠٠١
«بِالطّاعَةِ يَكُونُ الفَوْزُ.»
[٢]: (رستگارى، تنها به طاعت ميسّر است.- نيز:
٣٠٠٢
«تَمَسَّكْ بِطاعَةِ اللَّهِ، يُزْلِفْكَ.»
[٣]: (به طاعت و عبادت خدا چنگ زن تا خداوند تو را به خود نزديك گرداند.- همچنين:
٣٠٠٣
«جِوارُ اللَّهِ مَبْذُولٌ لِمَنْ أطاعَهُ، وَتَجَنَّبَ
[١] - اسراء: ٧٩.
[٢] ( ٢، ٣) غرر و درر موضوعى، باب الطاعة، ص ٢١٨.
[٣] ( ٢، ٣) غرر و درر موضوعى، باب الطاعة، ص ٢١٨.