عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤١٨ - ريشه امنيت در زندگى
و معين فرمايد، بلكه راه آن است كه او بدان رهنمون مىشود و رشد آن است كه از ارشاد او افاضه مىگردد و حاصل مىآيد.
وقتى تحقق حقيقت در عبادت صحيح به اين پايه رسيد، آدمى به كمال لايق خود واصل مىشود، از نقصها و تقصيرها، كوتاهىها و تباهىها رها مىگردد و از آنچه لايق او نيست آزاد مىشود و چون آزادى فطرى خود را باز يافت و از گرفتارىهاى عادات و شهوات و انحرافات خلاص شد اطمينان و آرامش گم شده خويش را بازمىيابد و به آسايش و راحتى مىرسد.
از كجا به اينجا رسيده و از كدام راه؟ از مبدأ صفاى فطرت و از راه عبادت كه عبوديت ومعرفت را به انسان اهدا مىكند و نجات و سعادت را به آدمى ارزانى مىدارد، بنابراين اگر در تعبير مطلب، اين عبارت عرضه شود كه: «عبادت» وسيله عروج به مدارج عاليه انسانيت است ومايه وصول به مشهد امن و آسايش و مقام اطمينان و آرامش، نه تنها سخنى به گزاف بيان نشده بلكه صحيحتر آن كه به اين اشارت مطلب را تمام كنيم كه «تحقق به عبادت، خود مقام امن است و مركز اطمينان، والسلام».
عارف معارف حق، فيض كاشانى از خداوند امنيتى طلب مىكند، آنجا كه مىگويد:
|
دلم را اى خدا از عشق جان ده |
روانم را حيات جاودان ده |
|
|
تن بىجان بود جان فسرده |
زمهر خويش جانم را روان ده |
|
|
به كوى قدس دل را راه بنماى |
روان را سوى عليين نشان ده |
|
|
ز زندان بدن آزاد گردان |
فضاى لا مكان را جان مكان ده |
|
|
بگير اين دوست را از دست دشمن |
ز خود بىخود كن از خويشم امان ده |
|