عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤١٣ - ريشه امنيت در زندگى
حب الهى بر مسير توحيد و مذاق يكتاپرستى، استمداد از رحمت واسعه وجود مطلق، احد صمد كه حق است و بر حق و جز او هر چه به نظر آيد باطل است و ناحق و رغبت به حصول قرب و وصول به پيشگاه لطف او عزوجل كه تقرب به ساحت نور وجود است در باطن فرد، ظاهر اجتماع هم از آن بهرهمند مىگردد، همه از اين خواست بشر يعنى آرامشجويى واطمينانطلبى كه وديعهاى الهى است، نهاده در نهاد آدمى، ناشى مىشود و از اين جهت است كه خداخواهى و خداجويى و خدايابى بشر فطرى است؛ چرا كه اطمينانطلبى و آرامشجويى در فطرت بشر نهفته و انحراف از اين طريق فطرى تنها به سبب موجبات و عوارضى دست مىدهد كه از ذات فطرت انسان بيرون است و از مقوله اسباب و عوارض خارجى به شمار مىآيد، از قبيل محيطهاى نامساعد و تربيتهاى ناملايم و توارثهاى نامناسب كه مناسبتها و ملايمتها و مساعدتها را به واسطه سوء عادات و افراط در شهوات گم كرده و فاقد گشته است.
شبان مهربان حريم حرم كه در كوه و كمرهاى آن ديار مقدس گوسپندان را به چرا مىبرد، به خواست خدا داشت پا در ركاب همين قصد مبارك مىنهاد كه آمادگان را دست گيرد تا از چند سوء عادت نجات يابند و از انحراف در شهوت رها شوند و رو به راه گردند و آگاه، همانطور كه گوسپندان بسته زبان را نجات مىداد، از اين كه فرو غلتند و از درهاى عميق پرت شوند، يا از اين كه فرومانند و به چنگال گرگى كمين گرفته گرفتار آيند؛ او داشت پيش مىرفت تا به صفه بعثت رسيد به جايى كه بايد همين حفاظتها و صيانتها را بر وجهى دقيقتر و شديدتر در مورد انسانها اعمال نمايد و در نجات آنها كوشش فرمايد، انسانهايى كه زبانهايى دارند باز، تا به مقتضاى عادات بگردد و بر وفق شهوات اطراف محيط خود را زهرآگين نمايد و متأسفانه تا به كمال نرسيدهاند پيوسته بر اين سنگر آلودگى كمين گرفتهاند و از