عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٨ - شروط ذكر
و جمع قواى نفسى در آنچه مقصود از سير مقامات و احوال است.
ذكر به سالك اطمينان مىدهد و يقين به وجود مىآورد و او را براى حال مشاهده- كه نهايت احوال و مقصود و مطلوب نهايى سالك است- آماده و مستعد مىسازد.
از جمله شروط ذكر آن است كه ذاكر با تلفظ ذكر مثلا «الله» يا «حق» يا «هو» و يا «سبحان الله» يا «لا إله إلاالله» و امثال آن جميع قواى روحى خود را متوجه آن كلمه يا آن جمله بدارد، به طورى كه هرچه غير آن است فراموش كند. به اين معنى كه كلمه يا جملهاى را كه موضوع ذكر است در مركز دايره شعور قرار داده به تمامه متوجه به آن باشد و همه چيز ديگر را فراموش كند، نه چيزى بشنود و نه چيزى ببيند و نه حس كند و نه ادراك نمايد.
آرى، چنين ذكرى مراد و مقصود قرآن مجيد است.
براى ذكر، مراتب و مراحلى نام بردهاند و براى هر مرتبه از ذكر خصوصياتى بيان كردهاند:
اول: ذكر عام و آن ذكرى است كه فايده آن دور ساختن غفلت است و همين كه سالك غفلت را از خود دور سازد- ولو به زبان ساكت باشد- ذاكر است.
دوم: ذكر خاص كه ذاكر در اين مقام حجاب عقل و تمييز را دريده و با تمام قلب متوجه خداست.
سوم: ذكر اخص كه مرحله فناى ذاكر است، كه ذاكر از خود فانى و به حق باقى است[١].
در اين مرحله تمام وجود ذاكر، غرق در اجراى خواستههاى محبوب است
[١] -بحث در آثار و افكار و احوال حافظ: ٣٥٨.