عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٤٣ - چشم پوشى از مقام مرجعيت
راهنمايى نكنم، شيخى به نام شيخ مرتضى انصارى جديدا به نجف آمده و فقه و اصول درس مىدهد، او در اين دو علم شخصيت كمنظيرى است و من وى را از خود بالاتر يافتم، شما اگر در علم بهره بيشترى مىخواهيد، از امروز به درس او حاضر شويد، من نيز براى استفاده از درياى دانش او، همچون شما به درس او حاضر خواهم شد!!
حاج سيد حسين از فردا به درس شيخ اعظم رفت و با اين كه در مرز مرجعيت بود از آن مقام به خاطر خدا گذشت كرد؛ پس از صاحب «جواهر»، شيخ مرجع شيعه شد. وقتى براى گرفتن فتاواى او مراجعه كردند، فرمود: با شخصى هم مباحثه بودم، كه در روزگار مباحثه، از من عالمتر بود و او امروز در ايران است، به او نامه بنويسيد به نجف بيايد و بر كرسى مرجعيت بنشيند. به او نامه نوشتند، در پاسخ نوشت: سخن شيخ به حق است، ولى من مدتهاست از حوزه و مباحثه دورم و بدون شك امروز شيخ از من عالمتر است و بدين ترتيب مرجعيت و رياست معنوى براى او مسلم گشت. وه كه چه مردان پاك و با صفا و با تربيتى بودند، چه انسانهاى ساخته شدهاى بودند، چه شخصيت الهى عظيمى داشتند، ايمان اينان به خدا و قيامت در حد باور بود، اينان گويى قيامت را مىديدند، اينان از شدت تربيت، حاضر نبودند چند روزه ناقابل دنيا را با آخرت ابدى معامله كنند، اى كاش نسيمى از پاكى و درستى آنان نصيب ما مىشد، اى كاش ما هم براى حفظ حق در همه جوانبش مانند آنان توفيق رفيق راهمان مىشد.
به قول حكيم صفاى اصفهانى:
|
آنان كه در صراط صعود ولايتند |
از حق نزول كرده و بر خلق آيتند |
|