عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٥٨ - كلامى از عاشق در باب رضا
و اهل حقيقت را مطلوب آن است كه از خداى تعالى راضى باشند و هيچ حال از احوال مختلف مانند مرگ و زندگانى و بقا و فنا و رنج و راحت و خوشحالى و بدحالى و غنا و فقر مخالف طبع ايشان نبوده و يكى را بر ديگرى ترجيح ندهند، چه دانسته باشند كه صدور همه از بارى تعالى است و محبت حضرت او در طبايع ايشان راسخ شده باشد، پس بر ارادت و مراد او هيچ مزيدى نطلبند و به هرچه پيش ايشان آيد راضى باشند.
و هركس كه تساوى احوال ياد كرده در طبيعت او راسخ شود، مراد او به حقيقت آن باشد كه واقع شود و از اينجا گفتهاند: كه هركس كه او را هرچه آيد بايد، پس هرچه او را بايد آيد.
پس مادام كه كسى را اعتراضى بر امرى از امور واقع كائنا مما كان در خاطر آيد، يا ممكن باشد كه در خاطر آورد از مرتبه رضا بىنصيب است.
و صاحب مرتبه رضا هميشه در آسايش باشد، چه او را بايست و نبايست نباشد، بلكه نبايست و بايست او همه بايست باشد و رضوان من الله اكبر.
و گفتهاند:
الرضا بالقضاء باب الله الأعظم[١]
. چه هركس كه به رضا رسيد، به بهشت رسيد، در هرچه نگه كند به نور رحمت الهى نگرد،
المؤمن ينظر بنور الله[٢].
چه بارى تعالى را كه موجد همه موجودات است اگر بر امرى از امور انكار باشد آن امر را وجود محال است و چون بر هيچ امر موجود او را انكار نباشد پس عاشق او از همه راضى باشد، نه بر از دست رفته تأسف خورد و نه بر آمده خوشحال
[١] -شرح الاسماء الحسنى: ١/ ٥١.
[٢] -الكافى ١/ ٢١٨، باب أن المتوسمين الذين ذكرهم الله، حديث ٣؛ بحار الأنوار: ٧/ ٣٢٣، باب ١٦.