عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٥٢ - معناى رضا در كلام مولوى
گروه ديگر مىگويند: اينطور نيست، بلكه روح به جهت تحصيل ارتباط با خدا به وسيله فعاليت عقل و وجدان، شبيه به آينه صيقلى مىشود كه تمام هستى در آن روح واقعا نمودار گشته و روشن مىشود.
معناى رضا در كلام مولوى
مولوى در توضيح مسئله رضا مىگويد:
بهلول به يك مرد الهى مىرسد و از او مىپرسد: در چه حالى؟ مرا هم از حالت خود آگاه كن. آن مرد الهى مىگويد: شما از حال كسى مىپرسيد كه همواره جهان به مراد او مىگردد اين است حال من، آن همه سيلابها و جويبارها و ستارگان فروزان طبق خواسته او حركت مىكنند، زندگى و مرگ نمودهاى هستى مانند مأموران عالى رتبه او هستند كه كو به كو و نقطه به نقطه به حركت درآمدهاند، حال كسى را مىپرسى كه هرجا بخواهد دلدارى، وهرجا كه بخواهد تبريك وتهنيت مىفرستد.
سالكان راه حق و حقيقت مطابق خواسته او سير مىكنند و درماندگان راه تكامل هم در دام او محبوسند، هيچ دندانى بدون رضا و فرمان او در دهان كسى نمىجنبد و بدون ميل او برگى از درخت به زمين نمىافتد و بدون اراده او هيچكس رهسپار ديار مرگ نمىگردد.
بهلول مىگويد: اى مرد الهى! راست مىگويى، از شكوه و حشمت و قيافه تو پيداست، تو همان شخصى كه مىگويى، بلكه صد مرتبه بالاتر، ولى براى من هم چگونگى و علت اين حالت شگفتانگيز روحى را روشن كن تا مردم با فضل و فضول پيشهگان هم از دل و جان اين وضع را كه توصيف كردى بپذيرند.
اگر گوينده كامل سفره حقايق را باز كند، هرگونه غذا در سفره او پيدا خواهد شد، تا هيچ ميهمانى بىغذا نماند و هركس خوراك شايسته خود را بخورد، مانند