عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٢٧ - امامت
امامت
پيامبران بزرگ الهى مسؤوليت داشتند براى حفظ مقررات خداوند و پابرجايى نظام حيات انسانى براساس مقررات وحى، آن كس را كه خدا مىپسندد براى بعد از خود به جانشينى منصوب كنند و مسئله خلافت بعد از نبى در زمان تمام انبيا به عنوان يكى از اصولىترين مسائل تجلى داشت.
مسلمانان در اصل مسئله خلافت و جانشينى پيامبر شكى ندارند و همه با اختلاف مسلكى كه دارند بر اين اصل متفقند؛ تنها اختلاف در شخص جانشين است كه طائفه حقه شيعه اثناعشريه با تكيه به آيات و روايات متين اسلامى كه در اكثر كتب نقل شده عقيده دارند كه پيامبر بزرگ ٦ در هجدهم ذى الحجة در غدير خم به دستور خداوند، على بن ابىطالب اميرالمؤمنين ٧ را براى پس از خود به جانشينى معرفى فرمود و اوصياى بعد از او را هم- حتى به نقل روايات اهل سنت- تا نفر دوازدهم نام برد و مسئله جانشينى از نبى اكرم ٦ آن چنان پراهميت بود كه پيامبر اسلام ٦ كه در دوره رسالت بيست و سه سالهاش نفرينى از او نسبت به كسى در هيچ موردى شنيده نشد، ولى متخلف از وصى خود را نفرين كرد:
من كنت مولاه فعلى مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وانصر من نصره واخذل من خذله[١].
هر كه من سرپرست اويم پس على سرپرست اوست. خداوندا! دوست بدار كسى كه على را دوست دارد و دشمن بدار كسى را كه دشمن على است و يارى كن هر كه او را يارى كند و خوار كن هر كه او را واگذارد.
[١] -بحار الأنوار: ٢١/ ٣٨٧، باب ٣٦، در ضمن حديث ١٠.