عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٦٦ - نياز جامعه به دين و قوانين آن
پايه دين خود را براساس خرد و دانش استوار كند، دينى در حريم فرشته خرد جاى دارد كه زيربناى آن را مصالح علم و دانش واقعى مستحكم نموده باشد و جامعهاى سعادتمند و مدينهاى فاضله است كه پرچمدار علم و دانش باشد و افراد را به اين معنى دعوت و به امر اكيد دستور دهد، هرجا دانشى بود، پروانهوار گرد وجودش جمع شويد و از فروغ آن استضائه نماييد و به هدايت و روشنى آن گام برداريد و در سايه دانش خيمه حيات افكنيد، قوانين حاكمه بايد از سرچشمه علم و خرد و نداى وجدان و فرمان يزدان سيراب شود و ذات فرد فرد جامعه، تشنه چنين قانونى است، قانونى كه براساس خرد و دانش و سخت مشوق دانش باشد و آن قانون با توجه به قرآن و سنت اسلام است.
سوم- عمل: دين و دانش، عمل لازم دارند، پندارى واجد ارزش است كه قرين كردار باشد و دين و دانش بىعمل چون جوى بىآب و درخت عارى از ميوه و بسان كشت در اعماق تيره محروم از نور خورشيد است و البته چنين پندارى بهره و ثمره ندارد.
دو فرشته دين و دانش بايد به مدد عمل، در آسمان حيات معنوى و سعادت فردى و اجتماعى پرواز نمايند و به طور خلاصه، جامعه وقتى سعيد است كه با سه اصل ياد شده قرين باشد و اصل اصيل هم در اين سه مرحله دين است و دين پناهگاه دو عنصر و دو اصل ديگر است و دين بدينگونه را بىشك فقط در قاموس وحى بايد جستجو كرد.
١٤- به تجربه ثابت شده كه جوامع بدون دين قابل بقا نيست، حتى بعد از جنگ جهانى دوم، گروهى از ممالك كمونيستى اين حقيقت را پذيرفتهاند و تا حدودى محدوديت مذهبى را از بين بردهاند؛ از راديوهاى تاجيكستان، قفقاز و تركستان صداى اذان به گوش مىرسد و در جمع حجاج از اهالى جماهير شوروى سابق