عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٣٥ - نمونهاى از احاديث مجعول
دقت در شرح زندگى خلفاى عباسى و عمال آنان نيز نشان مىدهد كه آن ستمگران ياغى و آن ياغيان طاغى كمتر از بنى اميه نبودند و بلكه در بعضى از موارد، بدتر از بنىاميه بودند؛ شما زحمت مراجعه به تاريخ را بر خود هموار سازيد تا چهره آن خطاكاران پليد را آنگونه كه بود بشناسيد و عجيب اين است كه حكام بنى عباس بيش از بنى اميه زير پوشش فتوا و دستورهاى عالمان اهل هوى بودند.
جعل حديث
بدبختى در اين بود كه عالمان اهل هوى، براى پيشبرد اهداف امويان و عباسيان هم خود جعل حديث مىكردند و هم به احاديثى كه اسلاف خائن آنان جعل كرده بودند تكيه مىنمودند و با پخش و شرح و ذكر آن احاديث قلابى و دروغ، اكثريت مردم را، كه خود آنان از اسلام بىاطلاع نگاه داشته بودند، نسبت به وضع بنىاميه و بنىعباس تسليم و راضى مىنمودند و اگر هم اعتراضى از سوى مردم مىشد، بلافاصله توجيه مىكردند و از اين طريق بزرگترين ضربهها را در مقابل دريافت دينار و درهمى ناقابل به اسلام و انسانيت مىزدند!!
به چند نمونه از آن احاديث ساخته شده، كه به بزرگان دين نسبت دادهاند از كتاب «عوامل تحريف»- كه نويسندهاش يكى از بهترين و كمنظيرترين متخصصين حديثشناس و تاريخشناس است و بزرگان شيعه و سنى به فضل او در اين زمينه اعتراف دارند- اشاره كنم:
نمونهاى از احاديث مجعول
اينان (برخلاف منطق قرآن و عقل) يكسرى روايات، در معتبرترين كتب خويش از برجستهترين راويان نقل مىكنند و براساس آن مىگويند كه امام و خليفه