عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٢٠ - عالمان اسير هوى و جهان رو به فساد
بدين ترتيب اين علماى فنون طبيعى و اين مروجان ترقيات فنى و تكنيكى دانسته و يا ندانسته قوههاى روحبخش و قدرتهاى فراوان روحى را از دست مردم بيچاره گرفته و به جاى آن، احساسات حيوانى و نفسانى را مانند حس شهوت و كين و خودخواهى و غارت و بدكارى و بىلجامى و بىدينى و خداشناسى و مادهپرستى را در دلهاى ايشان تيزتر و شعلهورتر ساختند.
سوم: از روى اكتشاف پارهاى قوانين طبيعت و رموز حيات در مواليد سهگانه و در زندگى انسان و در نتيجه موفق شدن به وسيله آزمايشها و عمليات مادى به اختراع بعضى اسباب و آلات تكنيكى و مكانيكى، ارباب علوم و فنون مادى بدين خطا افتادند كه تصور نمودند، هوش و ذكاوت و عقل ناقص، يگانه ميزان حقيقت و يگانه منبع معرفت مىباشد!!
آنان اين عقل ناقص بشر را مظهر همهگونه قوت و قدرت خالقه پنداشتند و مدركات و اكتشافات او را حقايق مطلقه انگاشتند، نجات ملتها و نوع بشر را در پيروى از احكام و اوامر اين عقل ناقص كوتاهبين دانسته و خود را پيشوايان حقيقى و نجات دهنده بشر قلمداد كردند.
در نتيجه، اين كبر و غرور نفسانى، منكر لزوم و ارزش اديان و اخلاق فاضله گشته، دين را ترياك عوام و اخلاق را دام فريب و ايمان و وجدان را افسانه و رمان شمردند.
اين تعليمات و عقايد خانه برانداز كه مردم عوام و به خصوص جوانان بىتجربه و خام را فريفته خود ساخت، طورى در دلهاى فرزندان قرن نوزدهم و بيستم ريشه دوانيد و جاى گرفت كه امروز نتيجه مخرب و وحشتناك آن را در همهجا با كمال حيرت و تأسف بايد تماشا كرد.
عقايد و تعاليم مادهپرستانه سه مذهب علمى و فلسفى كه عبارت از دارونيسم