عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣١٢ - ديدگاه قرآن پيرامون عالمان فاسد
اهل كتاب، پيامبر اسلام را [بر اساس اوصافش كه در تورات و انجيل خواندهاند] مىشناسند، به گونهاى كه پسران خود را مىشناسند و مسلما گروهى از آنان حق را در حالى كه مىدانند، پنهان مىدارند.
مىدانستند كه پيامبر عزيز اسلام ٦ براى نجات انسان از خزى دنيا و عذاب آخرت آمده، مىدانستند اين شخص همان كسى است كه تورات و انجيل از او خبر داده، مىدانستند كه بايد به او ايمان بياورند، اما چون ايمان آوردن به او را، نابودى رياست و مفتخورى خود مىدانستند، به او نگرويدند و از ايمان آوردن ديگران هم مانع شدند!!
قرآن درباره تجاوز مالى عدهاى از يهود و نصارى، كه اباحه تجاوز را به خدا نسبت مىدهند، در حالى كه عالم به حكم حق هستند و مىدانند مسئله از جانب حق غير آن است كه مىگويند، مىفرمايد:
[و من أهل الكتاب من إن تأمنه بقنطار يؤده إليك و منهم من إن تأمنه بدينار لا يؤده إليك إلا ما دمت عليه قائما ذلك بأنهم قالوا ليس علينا في الأميين سبيل و يقولون على الله الكذب و هم يعلمون][١].
و از اهل كتاب كسى است كه اگر او را بر مال فراوانى امين شمارى، آن را به تو بازمىگرداند و از آنان كسى است كه اگر او را به يك دينار امين شمارى، آن را به تو بازنمىگرداند، مگر آن كه همواره بالاى سرش بايستى [و مال خود را با سخت گيرى از او بستانى]. اين به خاطر آن است كه آنان گفتند: [چون ما اهل كتابيم] رعايت كردن حقوق غير اهل كتاب بر عهده ما نيست، [و در ضايع كردن حقوق ديگران گناه و عقوبتى نداريم] و اينان [در حالى كه باطل
[١] -آل عمران( ٣): ٧٥.