عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٠٥ - عقل و فكر در روايات
و صاحبش را به خير دنيا و آخرت رهنمون مىگردد و هم اوست كه ملاك تكليف و مناط وظيفه و مسؤوليت است و خلاصه رابط بين انسان و خدا، انسان و جهان، انسان و انسان است و بر هر انسانى از هر واجب واجبتر، زدودن غبار جهل از چهره زيباى اوست، كه با علاج جهل به وسيله نوشيدن شربت علم چه علم دين چه علوم مادى كه لازمه زندگى دنياست، انسان در زمره بيداران قرار خواهد گرفت و به فرموده امام صادق ٧:
من رعى قلبه عن الغفلة ونفسه عن الشهوة وعقله عن الجهل فقد دخل فى ديوان المنتبهين.
آرى، با به كارگيرى عقل مىتوان خدا را يافت، با به كارگيرى عقل مىتوان آراسته به علوم شد، با به كارگيرى عقل مىتوان عاقبت هر كارى را سنجيد و با به كارگيرى عقل مىتوان جهل را از سرزمين وجود ريشهكن كرد.
همانطور كه در آيات و روايات ملاحظه كرديد، عقل برترين مركب و بهترين واسطه و پر نورترين چراغ براى رساندن انسان به كل اسماء و جميع حقايق و به خصوص مسئله پرارزش توحيد است.
سعدى آن عارف پرمايه، براى حركت عقل به سوى حقايق چنين سروده است:
|
بامدادان كه تفاوت نكند ليل و نهار |
خوش بود دامن صحرا و تماشاى بهار |
|
|
صوفى از صومعه گو خيمه بزن در گلزار |
وقت آن نيست كه در خانه نشينى بيكار |
|
|
بلبلان وقت گل آمد كه بنالند از شوق |
نه كم از بلبل مستى تو بنال اى هشيار |
|