عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٧٩ - غفلت در روايات
عافيت يافتن خود را مأمون از عذاب فردا مىبينند!
چون به نعمت و سلامت و عافيت دست يابند اعجاب به نفس و خودبينى پيدا كرده، اما به محض مريض شدن و مبتلا شدن به آزمايشهاى الهى نااميد مىشوند.
اگر به بلا دچار شوند، چون يك فرد بيچاره بىنوا به دعا برخيزند و به هنگامى كه توانگر گردند مغرور مىشوند.
به طور قطع مىداند كه سعادت در زهد و شرف و كرامت و عبادت و فضيلت است، ولى خود را وادار به كسب اين حقايق نمىكند، اما در برخورد به لذات امروز و عيش و نوش زود گذر، تسليم شده گرچه باعث هلاكت گردد.
چون گناه كمى از ديگرى ببيند، به او اعلام وحشت مىكند كه آه! با اين گناه در قيامت چه مىكنى؟ ولى با اين كه خودش غرق در گناهان زيادى است و عمل نيكش نسبت به معصيتش كم است به نجات خود اميدوار است.
چون توانگر شود و مالى بدست آرد، به مرز كفر كشيده شود و به نعمت مغرور گردد، ولى به وقت از دست رفتن نعمت نااميد شده و ضعف و سستى بر او چيره گردد.
در عمل به فرمانهاى حق كوتاهى كند و كوشش در خواستههاى نامشروعش را از حد بگذراند، چون ميدان شهوتى برايش فراهم گردد، به سرعت در آن وارد شده و براى توبه از گناه، امروز و فردا كند.
اگر محنت و بلايى رخ دهد، براى خلاص از آن صبر و استقامت نكند.
بهترين مطالب عبرتآموز را مىگويد، ولى خود عبرت نمىگيرد. به بهترين وجه مردم را موعظه مىكند، اما خود از موعظه اثر برنمىدارد!
به گفتار حق و كلام نيك مسلط است، ولى در عمل كم قدرت و ناتوان. امور فانى و از دست رفتنى را به هر قيمتى كه شده مىخواهد، اما نسبت به آخرت ابدى