عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٦٧ - غفلت ملتها
بپذير!![١] براى اين گونه مردمان بىخبر از حقايق كه جز با ديد مادى به جهان و حوادثش نمىنگرند و از عالم پر شكوه خلقت جز ظاهرى نمىبينند و همه چيز را با ترازوى ماديگرى مىسنجند، اين آيه نازل شد و ديد مادى اين ظاهرپرستان را معلول غفلت دل آنان و فراموشى خدا دانست و اعلام كرد: اينان از خط حق خارجند و انسان نبايد از مردان الهى و پيروان راه عشق دست برداشته و با اينان همنشين و مصاحب گردد، ارزش از آن رهروان طريق اوست، گرچه دستشان از مال دنيا به كلى تهى باشد.
|
با على گفتا يكى در رهگذار |
از چه باشد جامه تو وصله دار |
|
|
تو اميرى و شهى و سرورى |
از تمام رادمردان برترى |
|
|
هستى ما جملگى از هست توست |
اختيار عالمى در دست توست |
|
|
اى امير تيز رأى و تيزهوش |
جامهاى چون جامه شاهان بپوش |
|
|
از چه باشد اى جهانى را پناه |
جامه صد وصله در اندام شاه |
|
|
گفت صاحب جامه را بين جامه چيست |
ديد بايد در درون خانه كيست |
|
|
جامه زيبا نمىآيد به كار |
حرفى از معنى اگر دارى بيار |
|
|
اهل سيرت را به صورت كار نيست |
جامه گر صد وصله دارد عار نيست[٢] |
|
غفلت ملتها
[١] -تفسير برهان: ٢/ ٤٦٥.
[٢] -عباس فرات.