عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٣٧ - گفتار عارفى وارسته
عالمى آنچه زبده و خلاصهاش بود با او همراه كردند، پس از عبور او بر چندين هزار عوالم مختلف روحانى و جسمانى، تا آن كه به قالب پيوست، روح را هفتاد هزار حجاب ظلمانى و نورانى حاصل شد، نورانى از عالم روحانيات و ظلمانى از عالم جسمانيات.
اگرچه در ثانى الحال هريك آلت كمال او خواهند بود، ليكن حال هريك روح را حجابى شد تا به واسطه آن حجب از مطالعه عالم ملكوت و مشاهده جمال و ذوق مخاطبه و شرف قربت محروم ماند و از اعلى عليين قربت به اسفل السافلين طبيعت افتاد.
و بدين روزكى چند كه روح بدين قالب تعلق گرفت با آن كه هزار سال در خلوت خانه خاص بىواسطه شرف قربت يافته بود، چندان حجب پديد آورد كه به كلى آن دولتها را فراموش كرد.
[نسوا الله فنسيهم][١].
خدا را فراموش كردند و خدا هم آنان را [از لطف و رحمت خود] محروم كرد.
نام انسان، مشتق از انس است كه اول در حضرت، انس يافته بود، چون حق از زمان ماضى خبر مىدهد او را به نام انسان مىخواند، چنانچه خداى متعال مىفرمايد:
[هل أتى على الإنسان حين من الدهر لم يكن شيئا مذكورا][٢].
آيا بر انسان زمانى از روزگار گذشت كه چيزى در خور ذكر نبود؟
[١] -توبه( ٩): ٦٧.
[٢] -انسان( ٧٦): ١.