عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٣١ - طلوع نور ايمان
أردت العلم فاطلب أولا فى نفسك حقيقة العبودية، واطلب العلم باستعماله، ثم استفهم الله يفهمك[١].
كسب دانش به اين نيست كه در فراگيرى آن بسيار بكوشى بلكه آن پرتوى است از نور كه خداوند آن را در دل هركس كه بخواهد رهنمونش گردد قرار مىدهد، پس اگر دانش مىطلبى نخست بايد در جان خود حقيقت بندگى را بجويى و دانش را از رهگذر عمل طلب كنى، آن گاه فهم مشكلات را از خدا بخواهى تا خداوند نيروى فهم به تو عطا كند.
مرحوم الهى قمشهاى گويد:
|
خيز تا زين خيمه تنگ جهان بيرون زنيم |
خيمه بر بالاى هفت اقليم و نه گردون زنيم |
|
|
خلق عالم سخره نيرنگ و رنگند و فسون |
ما به بيرنگى برون زين قوم بوقلمون زنيم |
|
|
نيست دنيا را بهاى آن كه دل بر وى نهيم |
گوهر جان را به سنگ عشوه او چون زنيم |
|
|
چند روزى از صفا شاگردى احمد كنيم |
تا به دانش طعنه بر سقراط و افلاطون زنيم |
|
و البته اين نور- نور علم- نيز مانند ساير انوار، قابل شدت و ضعف و زيادت و نقصان است.
[و إذا تليت عليهم آياته زادتهم إيمانا][٢].
[١] -منية المريد: ١٤٩.
[٢] -انفال( ٨): ٢.