عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١١٧ - ٣ - محبت
خدايى و فيض بيكران سبحانى مىبخشد.
هركه اين سه گوهر، معرفت و همت و محبت را به دست آورد و هركه اين سه نهال قدرت را در زمين دل خود بپرورد، اين جهان هم براى او بهشت برين مىشود و در همين زندگى به سعادت جاودانى آسمانى مىرسد؛ زيرا كه اراده او با مشيت خدا يكى مىگردد و خداوند به چشم او مىبيند و به گوش او مىشنود و به دست او كار مىكند.
يك چنين نفس كامل، نماينده و جانشين خدا روى زمين و حامل فيض و قدرت و عنايت او بر آفريدگان مىگردد و از هرگونه قيد آزاد بوده، محبوب آفريدگار جهان و رحمت براى عالميان مىشود![١] سيد نظام الدين محمود واعظ ملقب به داعى إلى الله، در ترغيب انسان به سوى رشد و كمال و بريدن دل از موهومات و معدومات بالذات فرمايد:
|
ابر نگريد مگر از شوق او |
باغ نخندد مگر از ذوق او |
|
|
عشق طلب كن كه به جايى رسى |
وزقدم او به نوايى رسى |
|
|
سر به ره سلطنت فقر پيچ |
تا نخرى ملك سليمان به هيچ |
|
|
نيست تجرد صفت آب و گل |
هست تجرد صفت جان و دل |
|
|
وسوسه را نام تعبد مكن |
تفرقه را نام تجرد مكن |
|
|
پرده پندار ببايد دريد |
تا شود احوال قيامت پديد |
|
|
راه يكى رهرو و منزل يكى |
خانه يكى دوست يكى دل يكى |
|
[١] -اصول اساسى روانشناسى: ٤٧٤.