عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٠٢ - آفت سوم استعجال
خدايا! ما را صبرى ده بر تمامى نعمت و نيكو حالى بندگان خود.
پس چنين دردى بدين رسوايى را معالجت مهم باشد و بدان مشغول بايد شد به توفيق الله تعالى.
عارف وارسته، جمالى اردستانى گويد[١]:
|
آنان كه در اين جهان فانى |
جويند حيات جاودانى |
|
|
از هستى خويش عار دارند |
بر دل همه داغ يار دارند |
|
|
همخانه و يار مقبلان باش |
همراه و رفيق بىدلان باش |
|
|
اين منزل و راه مرد باشد |
مردى كه زخويش فرد باشد |
|
|
دانا نشود كسى به تكرار |
زنهار بكوش و دل به دست آر |
|
|
دلهاى پر از غبار و آشوب |
هرگز نشود مقام محبوب |
|
|
اندر پى هر نظر نظرهاست |
وندر سر هر سفر سفرهاست |
|
|
اى غافل تنپرست تن دوست |
تا چند روى چو سگ پى پوست |
|
|
ايمان به حيات جان ندارى |
جز همت آب و نان ندارى |
|
|
عارف حيل و حسد نداند |
در ديده به جز احد نداند |
|
|
آزار دل كسى نجويد |
خارى كشد و گلى نبويد |
|
آفت سوم: استعجال
اما استعجال ونزق: بدان كه اين خصلتى است كه به واسطه او مقصود فائت شود و بنده را در معصيت اندازد و چهار آفت از او پديد آيد:
اول آن كه مرد عابد قصد خير دارد و در آن جد و جهد مىنمايد و وقت باشد كه
[١] -شعر از مؤلف به متن غزالى اضافه شده است.