شرح بوستان - خزائلى، محمد - الصفحة ١٣٣ - حكايت(٢٤) شنيدم كه از پادشاهان غور
|
چو[١] خضر پيمبر كه كشتى شكست |
وزو دست جبار ظالم ببست |
|
|
به سالى كه در بحر، كشتى گرفت |
بسى سالها نام زشتى گرفت |
|
[١] چو خضر پيمبر ...: اشاره دارد به آيه قرآنى، در سوره كهف كه درباره مرشد موسى آمده است. قرآن كريم، از مرشد موسى نام نبرده، لكن مفسران او را خضر ناميدهاند. موسى با مصاحب خود قرار ميگذارد. آنچه ميبيند پرسشى نكند. با هم به راه مىافتند. مصاحب موسى كشتى را سوراخ ميكند و موسى بر آن اعتراض ميآورد كه مگر ميخواهى كشتى و ساكنانش را دچار غرق كنى؟ مصاحب موسى هنگام فراغ، كار خود را چنين توجيه ميكند كه كشتى به دو پسر بچه يتيم تعلق دارد و در آن طرف ساحل، پادشاهى است كه كشتىها را در تصرف مىآورد و سوراخ كردن كشتى بدان جهت است كه پادشاه از تصرف آن درگذرد( آيه ٧٩ از سوره كهف).- پيدا است كه اين بيتها الحاقى است، گويا كسى را خوش آمده محاورهيى ميان صاحب خر و پادشاه بيدادگر در پيوندد و ضمن آن قصه خضر و كشتى را عنوان كند، آنگاه نتايج اخلاقى از قصه خود بيرون آورد و به تقليد شيخ اجل سعدى، سخن گسترد، اما سستى ابيات، خود اين گفتهها را از استاد سخن سعدى نفى مىكند. از جمله تازهگيهايى كه در اين بيتها بكار رفته آوردن صفت فرومايه براى قول و گفتار است. در عينحال ممكن است، فرومايه بدل از ضمير« ش» باشد و متمم با واسطه براى« پسند نيامد» گرفته شود و ضمير« ش» برخلاف فصاحت به مرجع متأخر بازگردد. مراد از بىزبان، حيوان زبانبسته است.
فعل« واديدن» در معنى غور و دقت كردن بكار رفته است. عبارت« در آن بحر» سنگين مىنمايد و اگر در جاى آن« به دريا» بكار ميرفت روانتر مينمود. عبارت« كه پس» تركيبى نازيبا است. تركيبات سست ديگرى بچشم ميخورد كه ضعف تأليف آنها آشكار است. پسنديدهترين بيت، از اين ابيات الحاقى اين بيت است:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|