شرح بوستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٢٤٠ - حكايت(٤) شنيدستم از راويان كلام
|
ازين نامورتر محلى مجوى، |
كه خوانند خلقت پسنديده خوى[١] |
|
|
نه گر چون تويى بر تو كبر آورد، |
بزرگش نبينى به چشم خرد؟ |
|
|
تو نيز[٢] ار تكبر كنى همچنان، |
نمايى، كه پيشت تكبركنان |
|
|
چو استادهاى بر مقامى بلند، |
برافتاده گر هوشمندى، مخند |
|
|
بسا ايستاده درآمد ز پاى، |
كه افتادگانش گرفتند جاى |
|
|
گرفتم كه خود هستى از عيب پاك، |
تعنت مكن بر من عيبناك |
|
|
يكى حلقه كعبه دارد به دست |
يكى در خراباتى افتاده مست |
|
|
گر آنرا[٣] بخواند، كه نگذاردش؟ |
ور اين را براند، كه بازآردش؟ |
|
|
نه مستظهر است آن به اعمال خويش |
نه اين را در توبه بستست پيش |
|
حكايت (٤) [شنيدستم از راويان كلام ....]
|
شنيدستم از راويان كلام: |
كه در عهد عيسى ٧، |
|
|
يكى زندگانى تلف كرده بود |
بجهل و ضلالت سر آورده بود |
|
|
دليرى[٤] سيهنامه سختدل |
ز ناپاكى، ابليس از وى خجل |
|
|
به سر برده ايام، بىحاصلى |
نياسوده تا بوده از وى دلى |
|
|
سرش خالى از عقل و از احتشام |
شكم فربه از لقمههاى حرام |
|
|
به ناراستى دامن آلودهيى |
به ناداشتى دوده[٥] اندودهيى |
|
[١] پسنديده خوى: مصراع اشاره دارد به اين حديث از پيغمبر اكرم« ان من احبكم الى و اقربكم منى مجلسا يوم القيامه احسنكم اخلاقا». ترجمه: محبوبترين شما پيش من و نزديكترين شما روز قيامت درهم نشينى با من نيكخوىترين شماست.
[٢] تو نيز ار تكبر كنى همچنان: تو هم اگر تكبر كنى در نظر ديگران مانند متكبران در نظر خودت خواهى شد. تو هم حقير و بىمقدار در چشم ديگران خواهى نمود.
[٣] - گر آنرا بخواند، كه نگذاردش؟:« آن» اشاره دارد به« افتاده مست» و« اين» اشاره دارد به« كسى كه حلقه كعبه را در دست گرفته». مراد اين است كه اگر خداوند مست خراباتى را به جانب خود بخواند چه كسى ميتواند مانع اراده حق بشود و اگر حلقه گيرنده در كعبه را براند چه كسى ميتواند او را به كعبه بازگرداند؟
[٤] دلير: در اينجا به معنى بىباك و جسور و جرى و گستاخ بر خدا.
[٥] دوده: خانه. خانواده، ريشه پهلوى آن دو تك. معنى ديگر دوده جرمى است-