شرح بوستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٣٢٢ - حكايت(١٢) به طفلى درم رغبت روزه خاست
|
به سبابه[١] دندان پيشين بمال |
كه نهى است[٢] در روزه بعد از زوال |
|
|
وز آن پس سه مشت آب بر روى زن |
ز رستنگه[٣] موى سر تا ذقن[٤] |
|
|
دگر دستها تا به مرفق بشوى[٥] |
ز تسبيح و ذكر آنچه دانى بگوى |
|
|
دگر مسح سر، بعد از آن غسل[٦] پاى |
همين است و ختمش به نام خداى |
|
|
كس از من نداند در اين شيوه به |
نبينى كه فرتوت شد پير ده؟ |
|
|
شنيد اين سخن دهخداى قديم، |
بشوريد و گفت: اى خبيث رجيم. |
|
|
نه مسواك در روزه گفتى خطاست |
بنى آدم[٧] مرده خوردن رواست؟ |
|
|
دهن[٨] گو ز ناگفتنىها نخست، |
بشوى، آنگه از خوردنيها به شست، |
|
|
كسى را كه نام آمد اندر ميان، |
به نيكوترين نام و نعتش بخوان |
|
|
چو همواره گويى: كه مردم خرند، |
مبر ظن كه نامت چو مردم برند |
|
|
چنان گوى سيرت به كوى اندرم، |
كه گفتن توانى به روى اندرم |
|
[١] سبابه: انگشت دوم دست( از ريشه سب گرفته شده چه هنگام سب و دشنام دادن معمولا با انگشت دوم به طرف مقابل اشاره ميكنند).
[٢] كه نهى است در روزه بعد از زوال: بعد از زوال و فرارسيدن ظهر، مسواك كردن و انگشت در دهان بردن در زمان روزه برحسب فقه اهل سنت ممنوع است.
[٣] - رستنگه: محل روييدن.
[٤] ذقن: زنخدان، چانه.
[٥] مرفق( با كسر اول): آرنج، در آيه قرآنى كه حكم وضو را بيان ميكند« الى المرافق» حد شستن دستها را تعيين كرده ولى دال بر آن نيست كه منتهاى عمل باشد.
چه برحسب قواعد علمى بايد اعضاى بدن از بالا بپائين شسته شود. در نسخه ميرخانى مصراع چنين ضبط شده« دگر دستها را ز مرفق بشوى» اين ضبط، تصرفى مينمايد.
[٦] غسل( با فتح اول): شستن است و با ضم اول شستشوى تمام بدن است در مواردى كه شرع معين كرده باشد. اهل تسنن پاها را ميشويند زيرا در آيه قرآنى« وَ أَرْجُلَكُمْ»\* به پندار ايشان معطوف است بر« ايديكم». ما شيعيان همچنانكه سر را مسح ميكنيم پاها را نيز مسح ميكنيم. در مجموعه اين چند بيت آداب وضو بنابر مذهب اهل تسنن بيان شده است. اهل تسنن مضمضه و استنشاق را از جمله اعمال وضو ميدانند و روى را سه بار ميشويند و دستها را از سر انگشتان تا مرفق شستشوى ميدهند و پاها را ميشويند.
[٧] بنى آدم مرده خوردن رواست؟: اشاره دارد به قسمتى از آيه ١١ از سوره حجرات كه پس از نهى از غيبت، تمثيلى درباره آن ياد شده است« أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً» آيا هيچيك از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خود را بخورد؟.
[٨] بيت كمى تعقيد دارد مراد اينست: اى آنكه دهان را از خوردنيها ميشويى، نخست دهان خود را از ناپاكىها و سخنان زشت و غيبت بشوى.