شرح بوستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٣٤٠ - باب هشتم در شكر بر عافيت
|
نه در ابتدا بودى آب منى؟ |
اگر مردى، از سر بدر كن منى[١] |
|
|
چو روزى به سعى آورى[٢] سوى خويش، |
مكن تكيه بر زور و بازوى خويش |
|
|
چرا حق نمىبينى اى خودپرست |
كه بازو به گردش درآورد دست |
|
|
چو آيدت بكوشيدنت خير، پيش، |
به توفيق حقدان نه از سعى خويش |
|
|
به سرپنجگى كس نبر دست گوى |
سپاس خداوند توفيق، گوى |
|
|
تو قايم بخود نيستى يك قدم |
ز غيبت مدد ميرسد دمبهدم |
|
|
نه طفل دهنبسته بودى ز لاف؟ |
همى[٣] روزى آمد به جوفش ز ناف |
|
|
چو نافش بريدند، روزى گسست، |
به پستان مادر درآويخت دست |
|
|
غريبى كه رنج آردش دهر پيش، |
به دارو دهند[٤] آبش از شهر خويش |
|
|
پس او در شكم پرورش يافته است |
ز انبوب[٥] معده، خورش يافته است |
|
|
دو پستان كه امروز دلخواه اوست، |
دو چشمه هم از پرورشگاه اوست |
|
|
كنار و بر مادر دلپذير، |
بهشت است و پستان در و جوى شير[٦] |
|
|
درختيست بالاى جانپرورش |
ولد ميوه نازنين در برش |
|
|
نه رگهاى پستان درون دل است؟ |
پس ار بنگرى، شير، خون دل است |
|
|
بخونش فرو برده دندان چو نيش |
سرشته درو مهر خونخوار خويش |
|
|
چو بازو قوى كرد و دندان سطبر، |
بيندايدش[٧] دايه پستان به صبر |
|
|
چنان صبرش از شير خامش كند، |
كه پستان شيرين فرامش كند |
|
|
تو نيز ايكه در توبهاى[٨] طفل راه، |
به صبرت فراموش گردد گناه |
|
[١] منى: تكبر و خودبينى- من گفتن- منمن زدن منى در مصرع اول لفظ عربى تخفيف يافته است به معنى« نطفه». دو كلمه آخر دو مصراع با هم جناس دارند، جز آنكه« ياء» در اولى مشدد و جزء كلمه است و در دومى مخفف و مصدرى است.
[٢] چو روزى به سعى آورى ...: چون رزق را با كوشش بجانب خود بياورى آن را از نيروى بازوى خويش بدانچه، خداوند است كه روزى مىبخشد.
[٣] - همى روزى آمد به جوفش ز ناف: كودك در رحم از ناف تغذيه ميكند.
[٤] به دارو دهند آبش از شهر خويش: براى غريب آب شهر و موطن داروئى است. اين مطلب را شيخ مقدمه براى آن ساخته است كه شير مادر چون از شهر و موطن كودك است داروى رنجوريهاى اوست.
[٥] انبوب:( با ضم اول لفظ عربى): لوله جمع آن انابيب.
[٦] درو جوى شير: اشاره است به« انهار من لبن» كه بموجب آيه ١٤ از سوره محمد٦ در بهشت جارى است.
[٧] بيندايدش دايه پستان به صبر: دايه براى آنكه كودك را از شير بازگيرد بر پستان خود صبر زرد كه محصول گياهى تلخى است ميمالد.
[٨] تو نيز ايكه در توبهاى ...: تو كه در توبه مبتدى هستى بايد شكيبائى و خوددارى از گناهان پيشين كنى تا گناهت بخشوده شود و خود هم عادت به گناه را فراموش كنى.