شرح بوستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٥٧ - مدح ابو بكر بن سعد زنگى
|
ولى نظم كردم به نام فلان[١]، |
مگر باز گويند صاحبدلان، |
|
|
كه سعدى كه گوى بلاغت ربود، |
در ايام بو بكر بن سعد بود |
|
|
سزد گر به دورش بنازم چنان |
كه سيد[٢] به دوران نوشينروان |
|
|
جهانبان دينپرور دادگر، |
نيامد چو بو بكر[٣] بعد از عمر |
|
|
سر[٤] سرفرازان و تاج مهان |
به دوران عدلش بناز، اى جهان |
|
|
گر از فتنه آيد كسى در پناه، |
ندارد جز اين كشور آرامگاه |
|
|
فطوبى[٥] لباب كبيت العتيق |
حواليه من كل فج عميق |
|
|
نديدم چنين گنج و ملك و سرير[٦]، |
كه وقفست بر طفل و برنا[٧] و پير |
|
[١] فلان: از كنايات است و در اينجا كنايه است از ابو بكر بن سعد، اتابك فارس.
[٢] سيد: مراد از سيد، پيغمبر اكرم است و مصراع اشاره دارد به حديث مشهور كه پيغمبر اكرم فرمود:« ولدت فى زمن الملك العادل» يعنى كسرى( سرح العيون) ترجمه:
در زمان پادشاه عادل( انوشيروان) زاده شدم.
[٣] - بو بكر: مراد از ابو بكر بعد از عمر در اينجا اتابك ابو بكر است و مراد از عمر، عمر بن الخطاب دومين از خلفاى راشدين است.
[٤] سر سرفرازان: مصراع اول صفت است براى ابو بكر سعد و مصراع دوم جمله- ايست مستقل.
[٥] فطوبى ... الخ: پس خوشباد درى كه مانند بيت العتيق يعنى خانه كعبه است و اطراف آن از هر راه دور، زائران اجتماع ميكنند عبارت« بيت العتيق» و همچنين« من كل فج عميق» مقتبس است از سوره حج آيههاى بيست و نهم و بيست و هفتم. مراد اينست: خوشا اين دربار كه مانند خانه آزاد كعبه است كه از راههاى دور بدين دربار مىآيند، چنانكه بموجب آيه قرآنى حضرت ابراهيم مأمور شد، مردم را براى حج دعوت كند و با دعوت ابراهيم، پيادگان و سواران بر اشترهاى لاغر به زيارت خانه كعبه شتافتند« فج» با فتح اول بمعنى راه باريك است و جمع آن« فجاج» بكسر اول است. طوبى اسم تفضيل مؤنث است از اطيب.
[٦] سرير: تخت. جمع آن« سرر با دو ضمه» و« اسرة».
[٧] برنا: با ضم يا با فتح اول در پهلوى اپرناى بوده مركب از ادات نفى و پيشاوند پر و لفظ ناى به معنى زمان. اين لفظ در اوستا بر كسى اطلاق شده است كه تازه به سن بلوغ رسيده باشد و در فارسى درى بر مطلق جوان اطلاق شده است پرناى به معنى بالغ كامل است و اپرناى به معنى غير بالغ است. در بعضى نسخهها بجاى برنا« درويش» آمده است كه مناسب نمىنمايد.