شرح بوستان - خزائلى، محمد - الصفحة ١١١ - حكايت(١٣) شبى دود خلق آتشى برفروخت
|
خنك روز محشر تن دادگر، |
كه در سايه عرش[١] دارد مقر |
|
|
به قومى[٢] كه نيكى پسندد خداى، |
دهد خسروى عادل و نيكراى |
|
|
چو خواهد كه ويران شود عالمى، |
كند ملك در پنجه ظالمى |
|
|
سكالند[٣] ازو نيكمردان حذر، |
كه خشم خدايست بيدادگر |
|
|
بزرگى ازو دان و منتشناس، |
كه زايل شود نعمت ناسپاس |
|
|
نه خود[٤] خواندهاى در كتاب مجيد؟ |
كه در شكر، نعمت بود بر مزيد |
|
|
اگر شكر كردى برين ملك و مال، |
به مالى و ملكى رسى بيزوال |
|
|
وگر جور در پادشايى كنى، |
پس از پادشايى گدايى كنى |
|
|
حرامست بر پادشه خواب خوش، |
چو باشد ضعيف از قوى باركش |
|
|
ميازار عامى[٥] بيك خردله[٦]، |
كه سلطان شبانست و عامى گله |
|
|
چو پرخاش بينند و بيداد ازو، |
شبان نيست، گرگست، فرياد ازو |
|
|
بدانجام رفت و بد[٧] انديشه كرد، |
كه با زيردستان جفا پيشه كرد |
|
|
كه سختى و سستى برين[٨] بگذرد |
بماند برو سالها نام بد |
|
[١] عرش: تخت پادشاهى- بالاترين قسمت آسمان. جمع آن اعراش و عروش.
به معنى سقف و خيمه و سايبان نيز بكار ميرود. بيت اشاره دارد به اين حديث« الحاكم العادل يقوم فى ظل عرش اللّه».
[٢] به قومى كه ...: اين بيت( با بيت پس از آن) اشاره دارد به حديث شريف« اذا اراد اللّه بقوم خيرا ولى عليهم حلمائهم و اذا اراد بقوم سوء ولى عليهم سفهائهم ...»
[٣] - سكالند: از سكاليدن به معنى انديشيدن. مراد مصراع اينست كه نيك مردان در انديشه حذر از او خواهند بود.
[٤] نه خود خواندهاى ...: اين بيت اشاره دارد به آيه مباركه قرآنى از سوره ابراهيم« لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ» اين بيت در نسخه فروغى ضبط نشده و از نسخه ميرخانى نقل گرديده است.
[٥] عامى: شخص عادى.
[٦] خردله: همان خردل است و« ه» غير ملفوظ آن بجاى تاء مربوط عربى است و نشانه وحدت است.
[٧] بد انديشه كرد: بد و نادرست انديشيد.
[٨] برين: راجع است به زيردست و« برو» راجع است به جفاكننده.