شرح بوستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٢٦٦ - حكايت(١٨) گروهى برآنند ز اهل سخن
|
چو ديدم كه بيچارگى ميخرد، |
نهادم ز سر كبر و راى و خرد |
|
|
چو سك بر درش بانگ كردم بسى، |
كه مسكينتر از سگ نديدم كسى |
|
|
چو خواهى كه در قدر والا رسى، |
ز شيب تواضع، به بالا رسى، |
|
|
درين حضرت آنان گرفتند صدر، |
كه خود را فروتر نهادند قدر |
|
|
چو سيل اندر آمد به هول و نهيب، |
فتاد از بلندى به سر در نشيب |
|
|
چو شبنم[١] بيفتاد مسكين و خرد، |
به مهر آسمانش به عيوق برد |
|
حكايت (١٨) [گروهى برآنند ز اهل سخن ....]
|
گروهى برآنند ز اهل سخن، |
كه حاتم[٢] اصم بود، باور مكن |
|
|
برآمد طنين[٣] مگس بامداد، |
كه در چنبر عنكبوتى فتاد |
|
|
همه ضعف و خاموشيش كيد بود |
مگس قند پنداشتش قيد[٤] بود |
|
|
نگه كرد شيخ از سر اعتبار: |
كه اى پاىبند طمع، پاىدار |
|
|
نه هرجا شكر باشد و شهد و قند |
كه در گوشهها دام باز[٥] است و بند |
|
[١] چو شبنم ...: مراد اين بيت و بيت پيشين چنين است: چون سيل با شدت و تندى حركت مىكرد، در نتيجه تندى و تكبرى كه داشت از بلندى به پستى افتاد، ولى چون شبنم با خوارى و مسكنت از آسمان به زمين افتاد، آسمان شبنم را بوسيله تابش مهر( خورشيد) بصورت بخار درآورد و تا ستاره« عيوق» كه ستاره بسيار مرتفع است بالا برد.
[٢] حاتم: حاتم زاهد يا حاتم اصم( كر) ابو عبد اللّه حاتم ملقب به اسم از مشايخ عرفان و از مردم بلخ است متوفى به سال ٢٣٧ واو غير از حاتم معروف است. ميگويند زنى پيش حاتم جهت پرسش سئوالاتى آمده بود و از آن زن ضمن گفتگو صدايى ناخوش برآمد.
حاتم از آن زمان خود را به كرى زد تا آن زن شرمنده نشود و اين حالت را تا آخر عمر حفظ كرد.
[٣] - طنين: در اصطلاح موسيقى كيفيت صوتى ناشى از جنس آلت موسيقى را طنين گويند.
معناى اول آن« صداى مگس» است كه در اينجا مراد ميباشد.
[٤] قيد بود: مسند است براى مسند اليه محذوف كه تار عنكبوت باشد. قيد با قند« جناس خط» دارد.
[٥] دام باز: در نسخه فروغى داميار به معنى دامدار است: صيادى كه دام مىنهد. ولى چون براى مگس داميار نيست ضبط متن صحيحتر مىنمايد.