شرح بوستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٣٩ - ديباچه بوستان
|
گر آنست، منشور[١] احسان اوست |
ور اينست، توقيع[٢] فرمان اوست |
|
|
پس پرده بيند عملهاى بد |
همو پرده پوشد به آلاى[٣] خود |
|
|
به تهديد اگر بركشد تيغ حكم، |
بمانند كروبيان[٤] صم[٥] بكم[٦] |
|
|
و گر در دهد يك صلاى[٧] كرم، |
عزازيل[٨] گويد: نصيبى برم |
|
|
به درگاه[٩] لطف و بزرگيش بر، |
بزرگان نهاده بزرگى ز سر |
|
[١] منشور: نامه سر گشوده كه از طرف پادشاهان يا بزرگان صادر ميشده و بر عامه قابل عرض بوده است. اين اصطلاح گويا از آيه سوم از سوره طور:« فِي رَقٍّ مَنْشُورٍ» گرفته شده باشد.
[٢] توقيع: پىنوشت، دستورى كه در پاى عريضه ميدهند. خط توقيع، شيوهيى خاص از خط فارسى و عربى است. مراد اينست كه گلستان شدن آتش بر خليل صادر از احسان خداوندى است و غرق شدن فرعون در مصب نيل و رفتن او به دوزخ نيز به حكم و تقدير الهى است.
[٣] - آلا: مخفف« آلاء» بمعنى نعمتها، مفرد آن« الى» و« الى» و« الى».
« به آلاى خود» يعنى بوسيله نعمتهاى خود. بعضى گفتهاند:« آلا» نعمتهاى باطنى است.
[٤] كروبيان: فرشتگان مقرب، اصل اين لفظ آرامى و عبرى است.
[٥] صم: كرها، جمع« اصم» مؤنث آن« صمّاء».
[٦] بكم: لا لها جمع« ابكم» مؤنث آن« بكماء». در فارسى« صم بكم» در معنى مفرد استعمال ميشود. مراد بيت اينست كه اگر خداوند، تيغ انتقام بركشد و جلال حكومت خود ظاهر سازد، فرشتگان مقرب هم از خوف و هراس، كر و لال مىمانند و آنان نيز خود را گناهكار مىدانند.
[٧] صلى: بفتح اول و كسر اول. معنى اصلى آن آتش و آتش زياد است، چون عرب براى دعوت گمشدگان و غريبان در شب آتش مىافروختهاند،« صلى» مجازا بر دعوت اطلاق گرديده است.
[٨] عزازيل: لفظ عبرى بمعنى« عزيز خدا» لقب ابليس است در آن زمان كه از جمله مقربان بوده و اين عنوان براى او در ادب فارسى بعد از سقوط نيز حفظ شده است.
مراد بيت اينست: هنگامى كه خداوند براى بهرهمندى و بخشش دعوت كند، عزازيل هم با وجود آنكه رانده درگاه است، چشم توقع دارد.
[٩] به درگاه لطف و بزرگيش ... الخ
بر درگاه لطف و بزرگى او همه بزرگان نخوت و بزرگى از سر بيرون كردهاند.
« بر، تأكيد است براى حرف اضافه به».