شرح بوستان - خزائلى، محمد - الصفحة ١٩١ - حكايت(١٩) ز بنگاه حاتم يكى پيرمرد
حكايت (١٩) [ز بنگاه حاتم يكى پيرمرد ....]
|
ز بنگاه حاتم يكى پيرمرد |
طلب ده درم سنگ[١] فانيد[٢] كرد |
|
|
ز راوى چنان ياد دارم خبر، |
كه پيشش فرستاد تنگى شكر[٣] |
|
|
زن از خيمه گفت اين چه تدبير بود |
همان ده درم حاجت پير بود |
|
|
شنيد اين سخن نامبردار طى |
بخنديد و گفت: اى دلارام حى[٤]، |
|
|
گر او در خور حاجت خويش خواست، |
جوانمردى آل حاتم كجاست؟ |
|
|
چو حاتم به آزاد مردى دگر، |
ز دوران گيتى نيامد مگر، |
|
|
ابو بكر سعد آنكه دست نوال، |
نهد همتش بر دهان سؤال[٥] |
|
|
رعيت پناها، دلت شاد باد |
به سعيت مسلمانى آباد باد |
|
|
سرافرازد اين خاك فرخنده بوم |
ز عدلت بر اقليم يونان[٦] و روم |
|
[١] ده درم سنگ: به وزن ده درم.
[٢] فانيد: نوعى حلوا. همريشه است با لفظedineP در فرانسه كه در اصل لاتينىemuidneP به معنى قند حاصل از جو بوده است و ريشه اصلى آن يونانى است. مراد اينست كه پيرى از بار و بنه يا مؤسسهيى كه حاتم جهت نيازمندان تأسيس كرده بود، درخواست ده درم حلوا كرد.
[٣] - تنگى شكر: يك بار شكر.
[٤] حى: قبيله، جمع آن، احياء اضافه دلارام به حى و اضافه نامبردار به طى، اضافه انتساب است.
[٥] نوال( با فتح اول): بخشش. يعنى همت او چنان والا است كه پيشگيرى از سؤال و خواهش مىكند: پيش از سئوال و درخواست و پيش از آنكه سائل، به بهاى آبروى خود دهان بگشايد، بخشش لازم را انجام مىدهد.
[٦] يونان: يونان، نام مملكتى از اروپا در قسمت جنوبى جزاير بالكان. اين كشور تاريخ باستانى بسيار كهن دارد و از پنج هزار سال قبل از ميلاد، مردم شمالى در آن ساكن شدهاند و در هزاره دوم پيش از ميلاد آثار مذهبى درخشان در اين سرزمين پيدا آمده. از زمان هخامنشيان تا اواخر دوران جانشينان اسكندر، با ايران روابط جنگ و صلح داشته است.
يونان، يكى از مراكز تمدن قديم است كه پس از فتح قسطنطنيه آثار آن مدنيت در اروپا جلوهگر-