شرح بوستان - خزائلى، محمد - الصفحة ١٥٢ - حكايت(٢٨) حكايت كنند از جفا گسترى
|
مخنث به از مرد شمشيرزن، |
كه روز وغا[١] سر بپيچد[٢] چو زن |
|
|
چه خوش گفت گرگين[٣] به فرزند خويش، |
چو قربان[٤] پيكار بربست و كيش:[٥] |
|
|
اگر چون زنان[٦] جست خواهى گريز، |
مرو، آب مردان جنگى مريز |
|
|
سواريكه در جنگ بنمود پشت، |
نه خود را كه نام آورانرا بكشت |
|
|
شجاعت نبايد مگر ز آن دو يار، |
كه افتند در حلقه كارزار |
|
|
دو همجنس همسفره همزبان، |
بكوشند در قلب هيجا به جان[٧] |
|
|
كه ننگ آيدش رفتن از پيش تير، |
برادر به چنگال دشمن اسير |
|
|
چو بينى كه ياران نباشند يار، |
هزيمت ز ميدان، غنيمت شمار |
|
|
دو تنپرور اى شاه كشورگشاى، |
يكى اهل رزم و يكى اهل راى |
|
|
ز نامآوران گوى دولت برند، |
كه دانا و شمشيرزن پرورند |
|
|
هر آنكو قلم را نورزيد[٨] و تيغ، |
برو گر بميرد مگو: اى دريغ[٩] |
|
[١] وغا:( با كسر اول لفظ عربى) به معنى جنگ.
[٢] : سر بپيچد: از عبارت« سر بپيچد» يكبار دو معنى اراده شده. يكى امتناع و ديگر پيچيدن و نهفتهداشتن سر يعنى هم سرپيچى مىكند و هم مانند زن سر و روى ميپيچد و خود را پنهان و ناپديد مىسازد.
[٣] - گرگين: گرگين پسر ميلاد. ميلاد شايد محرف« مهرداد، پادشاه اشكانى باشد» گرگين نام پهلوان افسانهيى ايران است.
[٤] قربان:( با كسر اول) جعبه كمان.
[٥] كيش: تير دان. تيركش و تركش ازين ريشه است.
[٦] اگر مانند زنان، در جستجوى راه گريز باشى، به جنگ مرو و آبروى مردان مريز.
[٧] مراد بيت آنست كه سپاهيان بايد، دو به دو رفاقت و برادرى داشته باشند و با هم به كارزار روند، زيرا در اينصورت، هردو با جد تمام مىكوشند، زيرا هر كدام به آن راضى نمىشود كه برادرش اسير ماند و خود از پيش شمشير و تير فرار گزيند.
[٨] ورزيدن: در اينجا به معنى كار كردن تا حدى كه به آن خو گيرند.
[٩] حاصل دو بيت پيش، توصيه پادشاه به پرورش اهل رزم و اهل فكر و قلم است.
در اين بيت، سعدى به اين نكته نظر دارد كه دو شغل داراى ارزش و اهميت است يكى شغل قلم و ديگر شغل شمشير بر مرگ كسى كه يكى از اين دو شغل را نورزد، نبايد دريغ و افسوس خورد.