شرح بوستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٢٧١ - حكايت(٢٣) يكى بربطى در بغل داشت مست
|
ز نيروى سرپنجه شيرگير، |
فرومانده عاجز چو روباه پير |
|
|
پس از غرم[١] و آهو گرفتن به پى |
لگد خوردن از گوسفندان حى |
|
|
چو مسكين و بىطاقتش ديد و ريش، |
بدو داد يك نيمه از زاد خويش |
|
|
شنيدم كه ميگفت و خود ميگريست: |
كه داند كه بهتر ز ما هردو كيست؟ |
|
|
به ظاهر من امروز ازين بهترم |
دگر تا چه راند قضا بر سرم |
|
|
گرم پاى ايمان نلغزد ز جاى، |
به سر برنهم تاج عفو خداى |
|
|
وگر كسوت معرفت در برم، |
نماند، به بسيار ازين كمترم |
|
|
كه سگ با همه زشتنامى چو مرد، |
مر او را به دوزخ نخواهند برد[٢] |
|
|
ره اين است سعدى كه مردان راه |
به عزت نكردند در خود نگاه |
|
|
از آن بر ملايك شرف داشتند، |
كه خود را به از سگ نپنداشتند |
|
حكايت (٢٣) [يكى بربطى در بغل داشت مست ....]
|
يكى بربطى در بغل داشت مست |
به شب در سر پارسايى شكست |
|
|
چو روز آمد آن نيكمرد سليم، |
بر سنگدل برد يك مشت سيم: |
|
|
كه دوشينه معذور بودى و مست |
تو را و مرا بربط و سرشكست |
|
|
مرا به شد آن زخم و برخاست بيم |
ترا به نخواهد شد الا به سيم |
|
[١] غرم:( با ضم اول- لفظ فارسى): ميش كوهى. مراد بيت اينست: اين سگ بعد از آنكه ميش كوهى و آهو را از روى اثر پاى آنها دنبال ميكرد و بصيد خود درمىآورد اكنون چنان ضعيف شده است كه لگدكوب گوسفندان قبيله است.
[٢] مر او را نخواهند ...: برحسب كريمه قرآنى جانوران هم در روز قيامت محشور ميشوند، لكن معلوم نيست كه بهشتى و دوزخى باشند. آيه سى و هشتم از سوره انعام چنين است:
« وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ يَطِيرُ بِجَناحَيْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ».
ترجمه: هيچ جنبندهيى در زمين و هيچ پرندهيى كه با دو بال خود پرواز ميكند وجود ندارد مگر آنكه آنها انواع يا امتهايى مانند شمايند. در كتاب تكوينى يا تدوينى يا هردو، ما از بيان، هيچ چيز دريغ نورزيديم. اين جانوران و پرندگان پس از گذرانيدن دوران زندگانى به پروردگار خود محشور خواهند شد.