شرح بوستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٢٩٧ - باب ششم در قناعت
باب ششم در قناعت
|
خدا را[١] ندانست و طاعت نكرد، |
كه بر بخت و روزى قناعت نكرد |
|
|
قناعت[٢] توانگر كند مرد را |
خبر كن حريص جهانگرد را |
|
|
سكونى به دست آور اى بىثبات، |
كه بر سنگ[٣] گردان نرويد نبات |
|
|
مپرور تن، از مرد راى وهشى |
كه او را چو ميپرورى ميكشى |
|
|
خردمند مردم، هنر پرورند |
كه تنپروران از هنر لاغرند |
|
|
كسى سيرت آدمى گوش كرد، |
كه اول سگ[٤] نفس، خاموش كرد |
|
[١] خدا را ندانست و طاعت نكرد: اشاره دارد به آيه كريمهيى از سوره ابراهيم« وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ».
[٢] قناعت توانگر كند مرد را: اشاره دارد به حديث نبوى« قال اللّه يا ابن آدم ارض بما آتيتك تكن من اغنى الناس».
ترجمه- خداوند فرمود اى فرزند آدم، به آنچه كه ترا دادهام راضى باش تا از توانگرترين مردم باشى.
[٣] - كه بر سنگ گردان نرويد نبات: گياه روى سنگى كه بغلتد و بگردد نميرويد مصراع اشاره دارد به مفهوم مخالف اين كلمه حكمتآميز« من ثبت نبت». ترجمه: كسى كه پايدار باشد مانند درخت ريشهدار رشد ميكند و ثمر ميدهد.
[٤] سگ نفس: مراد شيخ نفس اماره است كه آدمى را بجانب بدى ميكشاند.