شرح بوستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٥٩ - مدح ابو بكر بن سعد زنگى
|
چنان سايه گسترده بر عالمى |
كه زالى[١] نينديشد از رستمى |
|
|
همهوقت، مردم ز جور زمان، |
بنالند و از گردش آسمان |
|
|
در ايام عدل تو اى شهريار، |
ندارد شكايت كس از روزگار |
|
|
به عهد[٢] تو مىبينم آرام خلق |
پس از تو ندانم سرانجام خلق |
|
|
هم از بخت فرخنده فرجام تست |
كه تاريخ سعدى در ايام تست |
|
|
كه تا بر فلك ماه و خورشيد هست، |
درين دفترت ذكر جاويد هست |
|
|
ملوك ار نكونامى اندوختند، |
ز پيشينگان سيرت آموختند |
|
|
تو در سيرت پادشاهى خويش، |
سبق[٣] بردى از پادشاهان پيش |
|
|
سكندر به ديوار رويين و سنگ، |
بكرد از جهان راه يأجوج[٤] تنگ |
|
|
ترا سد يأجوج كفر[٥] از زر است |
نه رويين چو ديوار اسكندر است |
|
|
زبانآورى كاندرين امن و داد، |
سپاست نگويد، زبانش مباد |
|
[١] زال: به معنى پير است. پدر رستم نيز به مناسبت آنكه از هنگام ولادت مويش سفيد بود زال ناميده شد. در اينجا سعدى زال را معادل با پير ضعيف و رستم را مظهر جوانى بسيار نيرومند و قهرمان قرار داده است.
[٢] به عهد تو ...: در دوران سلطنت تو مردم را در آسايش مىبينم، اما نسبت به سر- انجام مردم پس از تو نگرانم اين بيت اشاره دارد، به وضع زمان شيخ چه در آن عهد همواره فارس در معرض حمله مغول بود و مردم گرچه در زمان اتابك ابو بكر بن سعد آرامشى داشتند نسبت به آينده خود همواره نگران بودند.
[٣] - سبق: پيشى در مسابقه، مقصود اين بيت و بيت پيشين اينست كه پادشاهان پيش از تو سيرت عدالت را از شاهان گذشته فراگرفتهاند، اما تو در كشوردارى بر همه پيشى گرفتهيى و مقلد پيشينيان خود نيستى و وصول عدالت تو، شالوده سيرت پادشاهان آينده است.
[٤] يأجوج: يأجوج كه دوبار از آنان در قرآن مجيد يادى شده، مردمى خطرناك بودهاند كه به موجب بيان قرآن، ذو القرنين براى رفع هجوم آنان به اقوام ديگر، سدى از آهن و روى كشيده است و سد سكندر در ادبيات فارسى معروف است( ر ك اعلام قرآن مقاله ذو القرنين و سوره كهف آيات نود و سوم و نود و چهارم).
[٥] يأجوج كفر: مراد پادشاهان مغول است كه اتابكان با پرداخت شمشهاى زر از حمله آنان به قلمرو پارس پيشگيرى كردهاند.