شرح بوستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٢٣ - قسمت دوم شيخ اجل در بوستان كه چه كسانى اقتفا كرده است
بر آنست كه استاد شيراز، اين كتاب را ديده باشد.
ج- در همين سده، دو تن از فقها به جنبه فقهى احكام و اوامر سلطان توجه كردهاند و كتابهائى به نام احكام السلطانيه نوشتهاند؛ يكى از آنان اقضى القضاة ابو الحسن على بن محمد بن حبيب البصرى البغدادى معروف به «ماوردى» متوفى بسال چهارصد و پنجاه است كه كتاب او الاحكام السلطانيه و و الولايات الدينيه نام دارد و مسائل را بر مبناى فقه شافعى مورد بحث قرار داده است. ديگر ابى العلى محمد بن الحسين الغراء حنبلى است كه كتاب وى به نام الاحكام السلطانيه موسوم و مبناى بحث آن فقه حنبلى است. (متولد سال سيصد و هشتاد و متوفى بسال چهارصد و پنجاه و هشت هجرى).
د- نصيحت الملوك: كتابى است از مصنفات حجة الاسلام ابو حامد محمد بن محمد غزالى طوسى كه در آن جنبه دينى با جنبه اخلاقى و سياسى آميخته است و پس از بيان ده اصل دين و ده فرع و تمثيلات دهگانه درباره دنيا، غزالى در موضوع وارد شده و مطالب و اندرزهائى را كه در سياست كشور و تدبير منزل بكار آيد، خلال هفت باب بيان كرده است. اين كتاب را مجد الدين ابو الحسن على بن مبارك بن موهوب عموى ابن مستوفى به نام «التبر المسبوك فى النصيحة الملوك» تعريب كرده و بيكى از اتابكان موصل، شايد به نام آلب قتلق تقديم داشته است.
تأثير نصيحت الملوك غزالى در گلستان و بوستان سعدى همچون تأثير روان در بدن است كه در همه نقاط سارى است ولى جايى مخصوص بخود ندارد، معهذا برخى از مطالب آن گويى در بوستان منظوم شده است.
گذشته از آنكه باب هفتم بوستان و گلستان چيزى شبيه و هم مضمون به بابهاى پنجم و ششم نصيحت الملوك است و علاوه بر آنكه شايد تخصيص يافتن قسمتى از گلستان و بوستان به بيان حال زنان، ناشى از انديشههاى مندرج در باب هفتم آن كتاب باشد، چند نمونه از مضامين نصيحت الملوك كه در بوستان، صورت نظم بخود گرفته است، در اينجا مذكور مىافتد.
«هر پادشاهى كه از رعيت بر جور چيزى ستاند و به خزينه بنهد، همچنان بود كه كسى بنيان ديوار بكند، تر و هنوز خشك ناشده، سر ديوار برنهد نه سر ماند و نه بن.»
«بهترين جهدى، ملك را آنست كه به تن حرب نكند، تا كارش برآيد كه بسيار جانها بجان وى باز بسته است و صلاح رعيت اندر زندگانى وى است، پس چنان