شرح بوستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٣٣ - ديباچه بوستان
[ديباچه بوستان]
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم شرح بوستان
|
به نام خداوند جان آفرين |
حكيم سخن[١] در زبان آفرين |
|
|
خداوند بخشنده[٢] دستگير |
كريم خطابخش پوزش[٣] پذير |
|
|
عزيزى كه هركز درش، سر بتافت[٤]، |
به هر در كه شد هيچ عزت نيافت |
|
[١] سخن در زبان آفرين: آفريننده سخن در زبان آدمى. اشارهدار به آيات اول تا چهارم از سوره« الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ خَلَقَ الْإِنْسانَ عَلَّمَهُ الْبَيانَ». ترجمه: خداوند بخشنده، قرآن را به پيغمبر آموخت يا خواندن را به آدمى ياد داد. آدمى را آفريد و او را بيان آموخت. بيان. وسيلهايست كه از ما فى الضمير حكايت كند و انديشههاى يكى را براى ديگران روشن سازد، از اينرو بيان شامل اشاره و گفتار و نوشتن هرسه ميشود. نيز اشاره به آيه سى و چهارم از سوره بقره دارد:« وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها»
[٢] بخشنده: بخشنده معادل رحمن است.
[٣] - پوزش: اسم مصدر از فعل پوزيدن به معنى عذرخواستن و توبه كردن فعل آن در منظومه ويس و رامين بكار رفته است.
[٤] عزيزى كه هركز درش سر بتافت ...: خداوند غالب و نيرومندى كه هركس از درگاه او سرباز زند و به غير او توجه كند، عزت نمييابد و خوار و گمراه ميشود.
اشاره است به اين حديث« ضل سعى من استعان بغير اللّه» ترجمه: كوشش كسى كه از غير خدا يارى خواهد، به هدر رفته است. بتافت و يافت فعل ماضى هستند لكن در جملههاى شرطى عربى و فارسى، فعل ماضى بر معنى مضارع پيگير دلالت دارد.