شرح بوستان - خزائلى، محمد - الصفحة ٢٨ - قسمت سوم شيخ اجل در بوستان به چه كسانى اقتفا كرده است
از عشق ميتوان بدست آورد. اما بگفته شيخ اجل: «همه گويند، ولى گفته سعدى دگر است» اشعار سنايى خشك و جامد مينمايد و الفاظى كه در بيان رموز عشق بكار ميبرد، آن اندازه نرم و دقيق نيست كه بر همه دلها نشيند و هركس بتواند مطابق ذوق خود راه و رسم عاشقى از آن برگريند. منظومات فريد الدين عطار، چنان خواننده را در وادى طرب و حيرت گم ميكند كه بسا دست و پاى پوينده، در گل عشق مجازى فرو رود و مانند انبوه مرغان كه هواخواه سيمرغ بودند، از وصول به سر منزل مطلوب بازمانند و مقدمه را از نتيجه و وسيله را از غايت بازنشناسند.
حكيم نظامى با وجود علو مقامى كه در اشعار بزمى دارد و خداوند شعر پارسى شناخته شده است، نكات عرفانى را فقط در منظومههاى الهى و نبوى وى بايد جستجو كرد و سوز و گداز عاشقى را از مجموعه داستانهايش بايد بدست آورد و ميتوان ابياتى چند از داستانى برگزيد و در شور و وجد و عشق از آن سرمشق گرفت. اما سخن بوستان همچون خود سخنور، در اوج كمال و از هرجهت تام و تمام است. اگر راست بخواهيم عشق را سعدى شيراز از عالم عقل منزل ساخته، تا همچنانكه پيرو سقراط از هر طبقه كه باشد، به حكمت دست مييابد، شاگرد سعدى نيز در هر پايه كه قرار گيرد از عشق، ذوق خود را سرشار كند و جز عاشقى براى خود راهى نهبيند ... براستى استاد بزرگ سخن، چنان درس محبت بر شاگردان خود بتمام و كمال القا كرده است كه جز تكرار و تقليد كلمات براى پيروان، كارى نمانده است. پندگويى و حكايتپردازى و عاشقنوازى و معشوقپرورى و دلدارى و دلبرى و احسان و دادگرى و مناعت و قناعت و حدود و مرز انسانيت، همه را بايد در خلال گلستان و بوستان و قصائد و غزليات و ساير آثار شيخ اجل پيدا كرد و هيچ كتابى، اعم از منثور و منظوم، به جامعيت بوستان و گلستان با حفظ ايجاز و رعايت نكات لفظى و معنوى در گنجينه ادبيات دنيا نمىتوان يافت.