شرح بوستان - خزائلى، محمد - الصفحة ١٨٣ - حكايت(١٥) شنيدم كه مرديست پاكيزه بوم
|
به چنگ آر و با ديگران نوش كن |
نه بر فضله ديگران گوش كن[١] |
|
|
بخور تا توانى به بازوى خويش |
كه سعيت بود در ترازوى خويش[٢] |
|
|
چو مردان ببر رنج و راحت رسان |
مخنث خورد دسترنج كسان |
|
|
بگير اى جوان دست درويش پير |
نه خود را بيفكن كه: دستم بگير |
|
|
خدا را بر آن بنده بخشايش است، |
كه خلق از وجودش در آسايش است |
|
|
كرم ورزد آن سر كه مغزى دروست |
كه دون همتانند، بىمغز و پوست |
|
|
كسى نيك بيند به هردو سراى، |
كه نيكى رساند به خلق خداى |
|
حكايت (١٥) [شنيدم كه مرديست پاكيزه بوم ....]
|
شنيدم كه مرديست پاكيزه بوم، |
شناسا و رهرو در اقصاى روم |
|
|
من و چند سياح صحرانورد، |
برفتيم قاصد[٣] به ديدار مرد |
|
|
سر و چشم هريك ببوسيد و دست |
به تمكين و عزت نشاند و نشست |
|
|
زرش ديدم[٤] و زرع شاگرد و رخت |
ولى بىمروت[٥] چو بيبر درخت |
|
|
به لطف و سخن، گرمرو مرد بود[٦] |
ولى ديگدانش عجب سرد بود |
|
[١] گوش كن: منتظر باش. گوش كردن علاوه بر شنيدن با توجه، به معنى نگاهداشتن و منتظر بودن و نگهبانى كردن و محافظت هم آمده است. مراد مصراع اينست كه منتظر زيادى غذا و نيمخورده ديگران مباش.
[٢] اشاره است به آيهيى از سوره نجم« وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى» از رنج دست و بازوى خود بخور تا همچنانكه نتيجه سعى هركس در آخرت در ترازنامه و ميزان اعمال خودش ثبت ميشود در اين جهان هم نتيجه سعى خودت در ترازويت باشد. ناظر است به حديث نبوى« افضل ما ياكل الرجل من عمل يده» ترجمه:« بهترين و فاضلترين چيزى كه هر مرد ميخورد، چيزى است كه از كار دست خودش به حاصل آمده باشد»
[٣] - قاصد: قصدكننده.
[٤] زرش ديدم ...: اين بيت در متن على يف ضبط نشده.
[٥] ولى بىمروت ...: در متن على يف مصراع چنين است:« ولى بىمروت چو شاخ كبست» كبست حنظل، هندوانه ابو جهل است كه بسيار تلخ و زهرآگين است.
[٦] گر مرو مرد بود ...: مردى بود كه به گرمى و با روى خوش و سخنهاى نيكو پذيراى مردم ميشد ولى هرگز زير ديگدانش آتشى روشن نميشد، كنايه از آنكه خسيس-