شرح بوستان - خزائلى، محمد - الصفحة ١٢٠ - حكايت(١٨) يكى پند ميداد فرزند را
|
نخفتت مظلوم زاهش بترس |
ز دود دل صبحگاهش بترس |
|
|
نترسى كه پاكاندرونى شبى، |
برآرد ز سوز جگر يا ربى[١] |
|
|
نه ابليس بد كرد و نيكى نديد! |
بر پاك نايد ز تخم پليد[٢] |
|
|
مدر پرده كس به هنگام جنگ[٣] |
كه باشد ترا نيز در پرده ننگ |
|
|
مزن بانگ بر شيرمردان درشت، |
چو با كودكان برنيايى به مشت |
|
حكايت (١٨) [يكى پند ميداد فرزند را ....]
|
يكى پند ميداد فرزند را |
نگهدار پند خردمند را |
|
|
مكن جور بر خردگان اى پسر |
كه يكروزت افتد بزرگى[٤] به سر |
|
|
نميترسى اى گرگك[٥] كمخرد، |
كه روزى پلنگيت بر هم درد؟ |
|
|
به خردى درم زور و سرپنجه بود |
دل زيردستان ز من رنجه بود |
|
|
به خوردم يكى مشت زورآوران |
نكردم دگر زور بر لاغران |
|
|
الا[٦] تا به غفلت نخفتى كه نوم، |
حرامست بر چشم سالار قوم |
|
[١] يا رب: اى پروردگار. باء آن تخفيف يافته و ياء وحدت به آن افزوده شده است.
[٢] بر پاك ...: مصراع اشاره دارد به مضمونى كه ابو شكور آورده و پس از آن استاد فردوسى او را چنين اقتفا كرده است:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|
[٣] - جنگ: در اينجا خصومت است.
[٤] بزرگى ...: ياء در« بزرگى» ياء وحدت است.
[٥] گرگك: در بعضى نسخهها كودك آمده است.
[٦] الا: حرف تنبيه عربى است به معنى هان و پيش از جمله منفى: مثل اين مورد به معنى« زينهار» است. نوم. لفظ عربى به معنى خواب و در فارسى منام و نائم از اين ريشه بكار رفته است.« نخفتى» نيز در مصراع اول مضارع التزامى منفى است.