جامع عباسی - طبع قديم - شيخ بهائى - الصفحة ٤٣١ - فصل دوم در بيان شروط قصاص كردن
مىكند به كشتن امّا اگر به سحر كردن كسى را بكشد آيا موجب قصاص است يا نه ميانه مجتهدين در اين خلافست اقرب آنست كه در اين صورت ديت لازمست مگر آن كه كشنده اقرار كند كه من او را به سحر كشتم.
سيّم بسيار زدن كه احتمال آن نتوان كرد.
چهارم زدن اندك كه به سبب آن بيمار شود و بميرد.
پنجم تيرى يا سنگ سر تيزى زدن كه بآن بميرد.
ششم گلوى كسى را گرفتن و نگاهداشتن تا بميرد.
هفتم خود را از بلندى بر سر كسى انداختن و او را كشتن يا او را از بلندى انداختن.
هشتم كسى را در آب يا در آتش انداختن به شرطى كه داند كه به شنا كردن بيرون نتواند آمد.
نهم آن كه طعام زهر دار دانسته به خورد كسى دادن كه خورنده نداند كه زهر دارد امّا اگر آن كس خود دانسته بخورد يا بىرخصت به خانه او آيد و بخورد قصاص نيست.
دهم كسى را در دريا انداختن كه ماهيان و جانوران دريا او را بخورند و اگر چه قصد نكرده باشد بقول بعضى از مجتهدين.
يازدهم چاه كندن در راه و طلبيدن كسى را تا در آن بيفتد و بميرد و سگ درنده را بر گرفتن كسى حريص كردن تا آن كه او را بكشد به شرطى كه آن كس را ممكن نباشد خلاص شدن.
دوازدهم پيش شير انداختن كسى را بشرطى كه مذكور شد.
سيزدهم پيش مار انداختن كسى را تا آن كه او را بگزد و بميرد.
چهاردهم در چاه انداختن كسى را كه در آن چاه بميرد.
پانزدهم گواهى دادن به دروغ به كشتن كسى جهت قصاص و كشتن آن كس به گواهى او بشرط آن كه ولى كه قصاص كرده نداند كه او دروغ گفته امّا اگر داند قصاص بر ولى است.
فصل دوّم در بيان شروط قصاص كردن
بدان كه در قصاص هفت امر شرطست:
اوّل مساوى بودن هر دو در آزادى و بندگى پس مرد آزاد را بعوض بنده نمىكشند مگر آن كه آزاد بنده بسيار بكشد كه در اين صورت او را مىكشند و مرد آزاد را جهت مرد آزاد و جهت زن آزاد مىكشند بعد از آن كه ردّ كنند يعنى نصف ديت مرد را به ورثه او دهند و زن آزاد را بعوض زن آزاد و مرد آزاد مىكشند امّا ردّ نمىكنند بر قول اقوى و بعضى قصاص مىكنند به جهت آزاد و بنده از بنده.
دوّم مساوى بودن در دين پس مسلمان را جهت كافر قصاص نمىكنند بلكه اگر جهود را كشته باشد تعزيرش مىكنند و ديت مىدهد چنانچه خواهد آمد و اگر عادت كند به كشتن جهود قصاص لازمست چنانچه مذكور شد بعد از آن كه زيادتى ديت مسلمان را ردّ كند و ذمّى را جهت ذمّى مىكشند و ذمّى را جهت ذمّيه مىكشند با ردّ و ذمّيه را جهت ذمّى و ذمّيه مىكشند و ردّ نيست و ذمّى را جهت مسلمان مىكشند و مال و فرزندان كوچك تعلّق بولىّ مقتول دارد