جامع عباسی - طبع قديم - شيخ بهائى - الصفحة ٤٠٥ - قسم اول آن كه تركه بقدر سهام ورثه باشد
رءوس و سهام ايشان توافق به ربع بود رد كرديم رءوس ايشان را به ربع يعنى شش و حصّه خواهران پدرى پنج بود ميانه رءوس و سهام ايشان بخمس بود ردّ كرديم رءوس ايشان را بخمس يعنى ده و چون ميانه رءوس و فرقه اولى و ثانيه توافق بثلث بود ضرب كرديم دو را در شش دوازده باشد و ميانه حاصل و رءوس فرقه ثالثه توافق بنصف بود ضرب كرديم حاصل را در پنج شصت حاصل شد آنگاه شصت را در اصل فريضه كه دوازده بود ضرب كرديم هفتصد و بيست سهم شد حصّه زنان صد و هشتاد سهم شد و حصّه خواهران مادرى دويست و چهل سهم و حصّه خواهران پدرى سيصد سهم.
هشتم آن كه ميانه رءوس و سهام جميع فرق توافق نباشد و ميانه رءوس ايشان توافق باشد جزء وفق فرقه اولى را در فرقه ثانيه ضرب بايد كرد و حاصل را در اصل فريضه مثل آن كه شخصى بميرد و چهار زن و ده برادر پدرى داشته باشد اصل فريضه ايشان چهار سهم است حصّه زنان يك سهم و حصّه برادران پدرى سه سهم و چون ميانه رءوس ايشان توافق بنصف بود ردّ كرديم رءوس ايشان را بنصف پس دو را در ده ضرب كرديم بيست شد و بيست را در چهار ضرب كرديم هشتاد شد حصّه زنان بيست سهم شد و حصّه برادران پدرى شصت سهم.
نهم آن كه ميانه رءوس بعضى از فرق و سهام ايشان توافق باشد و ميانه سهام و رءوس بعضى توافق نباشد رءوس آن بعضى را كه توافق دارد ميانه رءوس و سهام ايشان ردّ بايد كرد به جزء وفق و ضرب بايد كرد و جزء وفق فرقه اولى را در فرقه ثانيه و حاصل او را در فرقه ثالثه و هم چنين حاصل را در اصل فريضه مثل آن كه شخصى بميرد و شش زن و دوازده خواهر پدرى داشته باشد اصل فريضه ايشان چهار است حصّه زنان يك سهم است و حصّه خواهران پدرى سه سهم و ميانه سهام و رءوس ايشان توافق بثلث است بمعنى اعمّ رد كرديم رءوس ايشان را بثلث كه چهار است و چون ميانه رءوس هر دو فرقه توافق بنصف بود سه را در چهار ضرب كرديم حاصل را كه دوازده است در چهار كه اصل فريضه است زديم چهل و هشت سهم شد حصّه زنان دوازده سهم شد و حصّه خواهران پدرى سى و شش سهم.
دهم آن كه ميانه سهام و روس جميع فرق توافق باشد و ميان رءوس ايشان تباين رءوس ايشان را به جزء وفق ردّ بايد كرد و ضرب بايد كرد رءوس هر فرقه را در ديگرى و حاصل را در عدد رءوس فرقه ثالثه و هم چنين حاصل را در اصل فريضه مثل آن كه شخصى