جامع عباسی - طبع قديم - شيخ بهائى - الصفحة ٣٣٣ - بيست قسم حرام
حلالست چه ايشان فلس دارند
و امّا آن
بيست قسم حرام
اوّل سگ برّى و بحرى.
دوم خوك برّى و بحرى.
سيّم گربه اهلى و وحشى.
چهارم همه درندهها چون شير و كرك و پلنك و پارس و كفتار و روباه و خرگوش و شغال و آن چه بدينها ماند.
پنجم موش اهلى و صحرايى و سوسمار.
ششم خز و سنجاب و سمور و فنك.
هفتم حشرات چون مار و عقرب و خسفار و مگس و كيك و پشه و شپش و غير آنها.
هشتم حيوانى كه عادت به خوردن فضله آدمى كرده باشد چه او حرامست تا آن كه او را مدّتى استبرا كنند يعنى اگر آن حيوان شتر باشد چهل روز او را ببندند و علف پاك بدهند و اگر گاو باشد بيست روز و بعضى از مجتهدين در گاو نيز چهل روز گفتهاند و بعضى از ايشان سى روز و اگر گوسفند باشد ده روز و بعضى از مجتهدين در گوسفند بيست روز گفتهاند و بعضى يك هفته و اگر مرغ خانگى باشد سه روز و اگر ماهى باشد يك روز و اگر اردك باشد پنج روز و بعضى سه روز گفتهاند و در بعضى روايات شش روز واقع شده و اگر غير آنها باشد واجبست كه آن مقدار ايشان را ببندند و علف دهند كه آن اسم از ايشان برطرف شود.
نهم حيوانى كه گوشت او را خورند چون گوسفندى كه بشير خوك پرورده شود و آن قدر شير بخورد كه استخوان او سخت گردد حرام مىشود و هر چه از او بزايد نيز حرامست.
دهم حيوانى كه گوشت او را خورند و به او شخصى وطى كند چو آن حيوان و نسل او حرامست و واجبست سوزانيدن آن حيوان چنانچه زود باشد كه در بحث حدود مذكور شود و اگر اين چنين گوسفندى در ميان گله مشتبه شود آن گله را دو قسم كنند و قرعه بزنند تا آن كه يكى بماند.
يازدهم هر مرغ پرنده كه مخلب يعنى چنگل داشته باشد چون باز و چرخ و عقاب و شاهين و باشه و غير اينها.
دوازدهم كلاغ با جميع اقسام او سواى كلاغى كه در زراعت مىباشد و زاغى كه خاكسترى رنگست كه اين هر دو مكروهست.
سيزدهم خفّاش و طاوس و بعضى اين هر دو را مكروه مىدانند.
چهاردهم مرغى كه او را نشانه تير مىسازند تا آن كه مىميرد و هم چنان حيوانى كه مجروحش سازند و بگذارند تا بميرد.
پانزدهم ماهيى كه فلوس نداشته باشد چون جرى و ماهيى كه در آب مرده باشد و هر گاه ماهى مرده به ماهى زنده مشتبه شود بعضى از مجتهدين برآنند كه آن را در آب اندازند اگر بر پشت افتد حرامست و اگر