جامع عباسی - طبع قديم - شيخ بهائى - الصفحة ٣٠٢ - دو امر واجب
توان كرد و بايد كه آن چنان نزند كه عضوى از اعضاى او را مجروح سازد چه اگر عضوى از اعضاى او را جراحت كند چنانكه به سبب زدن تلف شود ضامنست و اگر سركشى از جانب شوهر باشد بانكه بعضى از حقوق زن را منع كند حاكم شرع شوهر او را از امتناع باز مىدارد و بر دادن آن حقوق جبر مىكند و اگر شوهر زن را بىگناه بزند حاكم شرع او را منع كند و اگر زن در صورت رنجيدن مرد از او بعض حقوق خود را ببخشد كه به او ميل پيدا كند حلالست بر شوهر قبول كردن آن و اگر سركشى از هر دو طرف باشد و ترسند كه ميان ايشان به جدايى رسد حاكم شرع يك كس از خويشان شوهر و يك كس از خويشان زن را امر كند كه ميانه ايشان اصلاح كنند پس اگر هر دو بر اصلاح متّفق شوند آن چه حكم كنند صحيح است و اگر بر جدائى ميان ايشان اتفاق كنند صحيح نيست مگر باذن شوهر در طلاق دادن و اذن زن در بخشيدن صداق و بعضى از حقوق او در طلاق اگر چه خلع باشد.
فصل سيّم در بيان لاحق گردانيدن اولاد به پدر
بدان كه هر گاه از دخول كردن بزن شش ماه يا بيشتر بگذرد فرزندى كه حاصل شود از آن شوهر است به شرطى كه از اقصاى مدّت آبستنى نگذرد و ميانه مجتهدين در اقصاى مدت آبستنى خلافست[١] بعضى گفتهاند نه ماهست و بعضى برآنند كه ده ماه و بعضى يك سال و يك ماه گفتهاند و اگر كمتر از شش ماه طفل از شكم بيفتد و لاحق گردانيدن او به پدر ممكن باشد به او ملحق بايد گردانيد و بمجرّد آن كه زن فاحشه باشد شوهر نمىتواند گفت كه فرزندى كه ازو حاصل شده باشد فرزند او نيست و باين گفتن و مجرّد فاحشهگى آن زن فرزندى آن فرزند برطرف نمىشود و اگر چه زن دايمى باشد مگر آن كه ميان زن و شوهر لعان واقع شود چنانچه زود باشد كه كيفيّت لعان مذكور گردد و امّا اگر متعه يا كنيز باشد بمجرّد گفتن شوهر فرزندى آن فرزند برطرف مىشود و محتاج بلعان كردن نيست و هم چنين جايز نيست نفى كردن فرزند بمجرّد آن كه منى را در وقت انزال در غير فرج زن بريزد چه ممكن است كه منى بىشعور در فرج او ريخته شده باشد.
فصل چهارم در بيان احكام ولادت فرزند
بدان كه سى امر به ولادت فرزند تعلق دارد دو امر واجب و بيست و دو امر سنّت و شش امر مكروه امّا
دو امر واجب
اوّل مدد دادن زنان يا شوهر در وقت زاييدن زن و اگر زنان متعذّر باشند مردان محرم مدد
[١] شهيد ثانى طاب ثراه نقل اتّفاق اصحاب فرمودهاند كه اكثر حمل زياده بر يك سال نمىشود و در اخبار نيز يك ساله و يك ماه بنظر نرسيده است بلى روايت متعلق به حضرت خاتم النّبيّين ٦ اجمعين بيانى دارد كه حاشيه مجال آن را ندارد صدر دام ظله العالى