جامع عباسی - طبع قديم - شيخ بهائى - الصفحة ٢٦٧ - بيست و شش امر مكروه
زن مؤمنه جهت سنّى و بعضى از مجتهدين اين را مكروه مىدانند.
هفتم تزويج كردن مسلمان زن كافره را.
هشتم غارت كردن چيزى كه در عروسى نثار كنند هر گاه دانند كه صاحب آن راضى نيست.
و امّا
بيست و شش امر مكروه
اوّل ترك نكاح كردن جهت ترسيدن از پريشانى و مفلسى.
دوّم نكاح كردن بقصد مال و جمال چه در حديث از ائمه معصومين عليهم السّلام وارد شده كه اگر كسى زنى را بقصد مال و جمال نكاح كند از هر دو محروم مىشود و اگر بقصد سنّت حضرت پيغمبر ٦ نكاح كند حضرت حق سبحانه و تعالى هر دو را به او روزى كند.
سيّم عقد كردن در وقتى كه قمر در برج عقرب باشد.
چهارم عقد كردن در سه روز آخر ماه.
پنجم ترك بسم اللَّه كردن در حالت دخول.
ششم زياده از دو روز طعام دادن.
هفتم در حال جماع نگاه به فرج زن كردن و كراهت ديدن اندرون آن بيشتر است و بعضى از مجتهدين اين را حرام مىدانند و در حديث آمده كه اگر فرزندى در اين حال حاصل آيد كور خواهد آمد.
هشتم سخن گفتن در حال جماع خصوصا مرد را مگر ذكر خداى تعالى چه در حديث آمده كه اگر در حال جماع سخن گويند فرزندى كه حاصل شود گنگ خواهد بود.
نهم طعام عروسى را مخصوص مالداران ساختن امّا اگر بعضى مفلس و بعضى مالدار باشند جايز است.
دهم رفتن به مجلس عروسى كافر.
يازدهم غارت كردن آن چه در عروسى نثار كنند هر گاه ندانند كه صاحب آن راضى نيست[١].
دوازدهم شوهر كردن زن مرد فاسق را خصوصا اگر شراب خوار يا سنّى[٢] يا مستضعف باشد.
سيزدهم نكاح كردن زنانى كه سياه باشند سواى زنان نوبى.
چهاردهم نكاح كردن زنى كه سفيه يا احمق باشد.
پانزدهم نكاح كردن زنان فاحشه و بعضى از مجتهدين اين را حرام مىدانند هر گاه توبه ظاهر نكرده باشد.
شانزدهم نكاح كردن زنان ديوانه و سليطه و حسود و بد خلق و عقيم.
هفدهم زنى را كه اراده نكاح او داشته باشد صريح گفتن كه جماعى كه ترا راضى كند در نزد منست يا به كنايه گفتن كه من بسيار جماعم.
هجدهم عقد كردن زنى كه او را زايانيده و تربيت كرده باشد و بعضى از مجتهدين اين را حرام مىدانند.
نوزدهم نكاح كردن دختر زنى كه او را زايانيده و تربيت كرده باشد.
بيستم نكاح كردن دختر زنى كه پدر او آن زن را خواسته باشد و بعد از آن كه او را طلاق داده باشد از شوهر ديگر بهم رسيده باشد.
بيست و يكم نكاح كردن زنى كه با مادر او يك شوهر كرده
[١] البته در اين صورت ترك غارت نمايند صدر دام ظلّه
[٢] سابقا در محرّماتش شمردند صدر دام ظلّه