جامع عباسی - طبع قديم - شيخ بهائى - الصفحة ٢٤٧ - موقف سيم در چيزهائى كه قابل نيابت هست
در حال حيات.
چهارم اعتكاف واجب.
پنجم حجّ واجب با قدرت بر رفتن چه اگر از رفتن عاجز باشد جايز است نايب گرفتن.
ششم سوگند خوردن و نذر كردن چه ديگرى به نيابت او سوگند نمىتواند خورد و نذر كرد.
هفتم غصب كردن چه ديگرى بعوض[١] او غصب نمىتواند كرد.
هشتم ميراث بردن چه ميراث به نيابت كسى نمىبرد.
نهم تنبيب يعنى به نوبت خوابيدن پيش زنان.
دهم ظهار كردن يعنى كسى با زن خود گويد كه پشت تو هم چو پشت مادر و خواهر منست چه در اين صورت نيز نيابت جايز نيست.
يازدهم سوگند خوردن بر دخول نكردن با زن خود.
دوازدهم لعان كردن با زن خود به طريقى كه مذكور خواهد شد.
سيزدهم رضاع چه هر گاه زنى را جهت شير دادن گرفته باشند نايب نمىتواند گرفت[٢].
چهاردهم انقضاى عدّت.
پانزدهم قسّامه بخش كننده كنز.
شانزدهم جنايت هفدهم التقاط[٣] و احتطاب و احتشاش يعنى برچيدن و هيمه كردن و علف درويدن هجدهم اقامت شهادت مگر بر وجه شهادت بر شهادت چه در اين صورت حاكم جهت او نايب مىتواند گرفت
موقف سيّم در چيزهائى كه قابل نيابت هست
و آنها سى و هشت چيزاند:
اوّل اخراج زكاة و خمس و قسمت تصدّقات.
دوّم خريدن و فروختن[٤] به نيابت كسى كه احرام بسته باشد.
سيّم قبض كردن قيمت متاع.
چهارم گرو كردن و قبض گرو پنجم مصالحه.
ششم حواله.
هفتم ضامن شدن.
هشتم شريك شدن.
نهم مضاربه.
دهم برزگر گرفتن.
يازدهم باغبان گرفتن.
دوازدهم وكيل گرفتن.
سيزدهم عاريه گرفتن.
چهاردهم طلب شفعه كردن و گرفتن آن.
پانزدهم اجاره كردن.
شانزدهم ابراى ذمّه از حقّى نمودن.
هفدهم نكاح كردن مگر نكاح جهت كسى كه احرام بسته باشد.
هجدهم تعيين كردن صداق.
نوزدهم خلع.
بيستم رجعت كردن.
بيست و يكم در عدّه رجعيّه رجعت كردن.
بيست و دوّم طلاق دادن.
بيست و سيّم جعاله و مزد.
بيست و چهارم بخشيدن و وقف كردن.
بيست و پنجم قصاص كردن.
بيست و ششم قبض ديت.
بيست و هفتم قبض حقوق چون ميراث و وصيّت.
بيست و هشتم عقد جزيه و قبض آن.
بيست و نهم جهاد با عدم تعيين آن.
سىام كشتن گوسفند در هدى.
سى و يكم حدّ زدن آدمى.
سى و دوّم اثبات حدود آدمى.
سى و سيّم تير انداختن و اسب دوانيدن
[١] مراد واضح نيست صدر دام ظلّه العالى
[٢] محتاج به تامّل و تفصيل است صدر دام ظلّه
[٣] معلوم نيست صدر دام ظلّه
[٤] احوط منع است صدر دام ظلّه العالى