جامع عباسی - طبع قديم - شيخ بهائى - الصفحة ٢٣٧ - فصل دوم در بيان آن كه غاصب در چند موضع ضامن عين و منفعت است
اجرت و ارش نقصان را به صاحب گوسفند نر مىدهد و اگر زمين كسى را غصب نمايند و زراعت كنند مالك آن زمين را ازاله آن زراعت را مىرسد اگر چه نزديك به چيدن شده باشد و اگر غاصب آن چه را غصب كرده بفروشد موقوف بر اجازت مالكست و مشترى ضامن عين و منفعت آنست و اگر مشترى عالم بآن بوده باشد واجبست كه آن را به صاحبش ردّ كند در اين صورت مشترى رجوع بر غاصب نمىكند و اگر عالم بآن نبوده باشد رجوع بر غاصب مىكند و مالك مخيّر است در رجوع كردن بر غاصب يا مشترى پس اگر رجوع كند بر مشترى مشترى كه عالم بر غصب نبوده رجوع مىكند بر غاصب و اگر رجوع مىكند بر غاصب غاصب رجوع مىكند بر مشترى كه عالم بر غصب بوده اگر چه مشترى به ديگرى فروخته باشد و هم چنين اگر چند مرتبه بيع كرده باشند همه ضامنند و مالك مخيّر است كه از هر كدام از ايشان كه خواهد بگيرد و اگر غاصب گوش و بينى غلام كسى را ببرد آن غلام آزاد مىشود و صاحب غلام قيمت او را از غاصب مىگيرد و اگر شراب را غصب كند و پيش غاصب سركه شود آيا غاصب ضامن آنست يا نه ميانه مجتهدين در اين خلافست.
فصل دوّم در بيان آن كه غاصب در چند موضع ضامن عين و منفعت است
و آن در دوازده موضعست:
اوّل غصب كردن غلامى كه صاحب صنعتى باشد چه غاصب او را با اجرت منفعت او ضامن است و اگر صاحب چند صنعت باشد اجرت صنعت اعلى را ضامنست.
دوّم غصب كردن كنيز و وطى كردن او چه ضامنست كنيز را و مهر المثل او را با ده يك قيمت او اگر بكر باشد و بيست و يك قيمت او اگر بكر نباشد.
سيّم غصب كردن سگ شكارى و سگ گلّه و سگى كه محافظت زراعت كند و سگى كه پاسبانى باغ و خانه نمايد چه غاصب اين سگها را و منفعت اينها را ضامنست.
چهارم غصب كردن مدرسه يا رباط و منع كردن مستحقّين آنها را از داخل شدن در آنها چه در اين صورت غاصب عين و منفعت آنها را ضامن است.
پنجم غصب كردن زيت و جوشانيدن آن به حيثيّتى كه كم شود چه غاصب آن را و آن چه كم شده باشد از آن ضامنست.
ششم غصب كردن ميوه پس غاصب ضامنست آن ميوه را و