جامع عباسی - طبع قديم - شيخ بهائى - الصفحة ٢٣٦ - فصل اول در احكام غصب كردن
به جو اتلاف نيست بلكه او را تكليف مىكند به جدا كردن از يكديكر و اگر چه برو دشوار باشد و اگر ريسمان را غصب كند و بآن قبائى بدوزد واجبست شكافتن و بيرون آوردن به ريسمان مگر آن كه ترسد كه به سبب بيرون آوردن ريسمان قبا ضايع بشود چه در اين صورت لازم[١] است قيمت آن را بدهد و هم چنين مىدهد[٢] اگر بآن ريسمان جراحت حيوانى را دوخته باشد مگر آن كه از تلف شدن و ناقص شدن ايمن باشد كه در اين صورت مىتواند شكافت و آن را بيرون آورد و امّا اگر آن حيوان بميرد آيا آن را مىتواند شكافت و ريسمان را بيرون آورد[٣] آورد يا نه ميانه مجتهدين در اين خلافست و اگر كسى با كنيزى كه غصب كرده دخول كند و كنيز بكر باشد از روى جهالت بايد كه كنيز را با مهر المثل او يا ده يك قيمت او به صاحبش ردّ كند و اگر نباشد او را با بيست يك قيمت او ردّ كند و بعضى از مجتهدين برآنند كه بر غاصب لازمست كه كنيز را رد كند با اكثر أمرين از ارش ده يك قيمت او در صورت اولى و اگر بكارت كنيز را به انگشت ببرد ديت بكارت را با كنيز ردّ كند و اگر بعد از آن كه بكارت او را به انگشت برده باشد دخول كند ديت بكارت را با كنيز و آن چه مذكور شد از مهر المثل يا ده يك قيمت او با اجرت المثل ايّامى كه كنيز را داشته بدهد و اگر كنيز حامله شود فرزند در اين صورت از غاصب است و قيمت فرزند را در روزى كه وضع حمل كنيز مىشود به صاحبش مىدهد يا تفاوتى كه در قيمت كنيز بهم رسيده باشد و اگر در وقتى كه كنيز از غاصب حامله باشد شخصى چيزى بر شكم آن كنيز زند كه طفل او بيفتد غاصب از آن كس ديت جنين آزاد مىگيرد و صاحب كنيز از غاصب ديت جنين بنده مىگيرد و اگر در حالت دخول كردن هم كنيز و هم غاصب عالم باشند پس اگر به اكراه دخول كرده باشد صاحب كنيز مهر المثل و فرزند و ارش نقصان و اجرت ايّامى كه پيش غاصب بوده با كنيز مىگيرد و بر غاصب حدّ لازمست و اگر كنيز در دخول اطاعت او كرده باشد هر دو را حد مىزنند و در مهر خلافست ميانه مجتهدين و اگر غاصب كنيز را بفروشد و مشترى با علم به غصب بودن دخول كند حكم او حكم غاصب است و اگر گوسفند نرى را غصب كنند و بر گوسفند ماده كشند نتاج آن هر دو از صاحب گوسفند ماده است اگر چه آن از غاصب باشد امّا غاصب
[١] معلوم نيست صدر دام ظلّه
[٢] معلوم نيست صدر دام ظلّه
[٣] ظاهرا مانع ندارد صدر دام ظلّه العالى