جامع عباسی - طبع قديم - شيخ بهائى - الصفحة ١٥٠ - فصل اول در ثواب جهاد
به شريك آزاد مىشود يا بعد از دادن اصحّ قول دوّم است چه آزادى بعد از مالك شدن مىشود و آن بعد از دادن قيمت حصّه شريك است دويّم آن كه باختيار آزاد كند پس اگر نصف او از پدر و مادر به ميراث بدو منتقل شود سرايت در او جارى نيست سيّم آن كه حقّى به او متعلّق نگردد از حقوقى كه مانع فروختن او باشد چون وقف و تدبير چهارم آن كه اوّل حصّه خود را آزاد كند پس اگر اوّل حصّه شريك را آزاد كند سرايت نيست موقف سيّم ملك است يعنى مالك شدن مرد يازده كس را اوّل پدر دويّم مادر سيّم جد چهارم جدّه پنجم فرزندان خواه ذكور و خواه انثى ششم فرزند فرزند و هر چند پائين آيد هفتم خواهر هشتم عمّه نهم خاله و هر چند بالا رود دهم دختر برادر و هر چند پائين آيد يازدهم دختر خواهر و هر چند پائين آيد چه هر گاه اينها را كسى مالك شود فى الحال آزاد مىشوند و در آزاد شدن محرّمات رضاعى بر مرد خلافست ميانه مجتهدين اشهر آنست كه آزاد مىشوند و اگر نصف اينها به سبب خويشى آزاد شود آيا نصف ديگر اينها به سرايت آزاد مىشود و قيمت نصف را به صاحبش مىبايد داد اصحّ آنست كه اگر باختيار مالك شود و مالدار باشد لازمست و اگر بىاختيار مالك شود يا آن كه مفلس باشد لازم نيست و بر زن غير از پدر و مادر هر چند بالا روند و فرزندان هر چند پايين آيند كسى ديگر به خريدن آزاد نمىشود موقف چهارم عوارض است بدان كه هر گاه يكى از هشت امر عارض شود بنده آزاد مىشود اوّل آن كه غلام كور شود چه در اين صورت آزاد مىشود دوّم آن كه جذام به همرساند سيّم آن كه برص بهم رساند و بعضى از مجتهدين باين علّت آزاد نمىگردانند[١] چهارم آن كه آقاى غلام بعضى از اعضاى غلام را قطع نمايد مثل آن كه گوش و بينى او را ببرد پنجم آن كه غلام لنگ زمين گير شود ششم آن كه غلام پيش از آقاى خود در ديار كفّار مسلمان شود هفتم آن كه هر گاه شخص مالدارى بميرد و ميراثخوار نداشته باشد سواى ميراثخوار بنده حاكم شرع او را از مال ميّت مىخرد و آزاد مىسازد و مال او را به او مىدهد و اگر مالكش نفروشد حاكم شرع او را جبر مىكند بر فروختن هشتم آن كه هر گاه يكى از پدر يا مادر آزاد باشد فرزند آزاد مىشود هر گاه مولى شرط[٢] بندگى فرزند نكند
مطلب چهارم در بيان جهاد با كفّار كردن
و در آن هفت فصل است
فصل اوّل در ثواب جهاد
بدان كه جهاد از اعظم اركان اسلام است و در آيات قرآنى مبالغه بسيار در فضيلت جهاد و ترغيب بر آن و سرزنش آن كسانى كه بىمانعى جهاد نكنند واقع شده و احاديث
[١] احوط آنست مالك در اين حال او را آزاد نمايد چون دليل واضحى بر انعتاق آن بنظر نرسيده صدر دام ظلّه
[٢] نفوذ اين شرط خالى از اشكال نيست پس ترك كنند او را صدر دام ظلّه