ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٣٩٥ - موعظه اين خطبه را روزهاى جمعه براى تذكر و تنبه اصحاب و شيعيانش ايراد مىفرمود
را اطاعت نمايند، با او مخالفت نكنند، در حضور شيعيانى كه مورد وثوق آن حضرت بودند امام جواد را براى امامت و جانشينى خود معرفى كرد و همانطور كه مأمون درخواست كرده بود از راه بصره حركت كرد.
٣٢- از أبو حبيب نباحى روايت شده كه گفت: در خواب ديدم كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله آمد در نباح، داخل آن مسجدى شد كه همهساله حاجيها آن را منزلگاه قرار ميدادند. مثل اينكه من نزد پيغمبر رفتم، بر آن حضرت سلام كردم، در خدمت آن حضرت ايستادم، در جلو آن بزرگوار ظرفى را ديدم كه از برگ خرماى مدينه بافته شده بود در آن ظرف مقدارى از خرماى صيحانى بود. مثل اينكه پيغمبر خدا صلى اللّه عليه و آله يك مشت از آن خرما بمن عطا كرد، آن خرماها را كه شماره كردم ديدم (١٨) عدد خرما بود. در روايت ديگرى است كه گفت:
(٢١) عدد خرما بود، من خوابم را اينطور تعبير كردم كه مطابق تعداد آن خرماها عمر خواهم كرد. بيست روز كه از اين واقعه گذشت من در زمين خود مشغول امور زراعتى بودم، شخصى مرا خبر داد كه امام رضا ٧ از مدينه آمده و در مسجد وارد شده است، مردم را ميديدم كه بطرف آن حضرت روآور شده بودند، من نيز بسوى آن بزرگوار روان شدم.
(وقتى كه وارد مسجد شدم) ديدم آن حضرت در همان موضعى كه من پيغمبر را در عالم خواب ديدم نشسته، زير پاى امام رضا نيز حصيرى بود و در جلو آن حضرت يك طبق خرماى صيحانى بود، من سلام كردم و جواب سلام گرفتم، امام ٧ بمن فرمود: جلو بيا! جلو