ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٢٠١ - فرمان امير المؤمنين على(ع) به مالك اشتر هنگامى كه او را به حكومت مصر و توابع آن گماشت
محمّد صلى اللّه عليه و آله نزديك شد من پرنده سفيدى را ديدم كه قلب مرا مسح كرد مرا ترسى عارض گرديد، ترسم برطرف شد و ظرف آب سفيدى كه چون شير بود براى من آورده شد چون من تشنه بودم يك شخصى آن ظرف آب را بمن عطا كرد، و من آن آب را آشاميدم، نور بسيار عالى از من درخشندگى كرد، آنگاه زنان بلند بالائى چون نخل خرما ديدم كه با من گفتگو ميكنند، من تعجب كردم و با خود ميگفتم: اين زنان از كجا مكان مرا دانستند؟!.
پس از آن درد وضع حمل من شديد شد، من همه وقت صدائى ميشنيدم تا اينكه (شخصى) را ديدم كه چون ديباى سفيد بود و ما بين آسمان و زمين را پر كرده بود، شنيدم كه گويندهاى ميگفت: حضرت محمّد صلى اللّه عليه و آله را از نظر و چشم بد مردم بگيريد! بعد از آن مردانى را ديدم كه در هوا ايستاده بودند و ابريقهائى در دست داشتند، آنگاه خداى رؤف (پرده را) از جلو چشم من رد كرد، من مشرق و مغرب زمين را ديدم، سه بيرقى را ديدم كه نصب شده بودند، يك بيرق در مشرق، يكى در مغرب و يكى هم بر فوق كعبه.
آنگاه (فرزندم رسول خدا صلى اللّه عليه و آله) خارج شد، خداى سبحان را سجده كرد و چون شخصى كه تضرع كند انگشتان خود را بسوى آسمان بلند كرد، ابر سفيدى را ديدم كه از آسمان نازل شد و فرزند مرا پوشانيد، منادى را شنيدم كه ندا ميكرد: حضرت محمّد صلى اللّه عليه و آله را در مشرق و مغرب زمين و درياها طواف دهيد تا (مخلوقات خدا) آن حضرت را بصورت و اسم و صفت بشناسند.
بعدا آن ابر براى پيغمبر صلى اللّه عليه و آله تجلى كرد، آن برگزيده خدا