ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٤١٣ - حقوق زيردستان
ديگرى از برجستگان و معتمد بن شيعه در خانه عبد الرحمن بن حجاج در گودالى اجتماع كرده از درد مصيبت شروع بگريه كردند.
يونس بن عبد الرحمن به آن جمعيت گفت: براى امر امامت گريه نكنيد، مسائل و احكام شرعى را تا اين كودك يعنى امام جواد بزرگ شود از كه بايد پرسيد؟ ريّان بن صلت بلند شد، دست خود را بحلق يونس نهاد، چند سيلى بصورت يونس زد، به يونس ميگفت:
اى پسر زن مزدور! تو ايمان خود را بما نشان ميدهى و شك و شرك خود را مخفى ميدارى؟!. اگر امامت امام از طرف خدا باشد و لو اينكه پسر يك روزه باشد بمنزله شخص صدساله خواهد بود، اگر امامت امام از طرف خدا نباشد و لو اينكه آن شخص هزار سال عمر كرده باشد نظير يكى از مردم معمولى خواهد بود. امر امامت از امورى است كه بايد درباره آن مطالعه كرد.
آن جمعيت بجانب يونس آمدند، او را سرزنش و توبيخ كردند بعد از آن گفتگوها موقع حج رفتن رسيد، فقهاء بغداد و شهرهاى ديگر و علماى آنها كه جمعا (٨٠) نفر شدند اجتماع كردند، قصد حج و مدينه را كردند تا امام محمّد تقى ٧ را ببينند، وارد مدينه شدند، بجانب خانه امام جعفر صادق ٧ آمده داخل آن خانه شدند، روى فرش بزرگ قرمزى نشستند، عبد اللّه بن موسى نيز وارد آن مجلس شده در صدر مجلس نشست.
در آن بين گويندهاى بلند شد و گفت: اين عبد اللّه بن موسى فرزند پيغمبر ٦ است هر كسى مسئلهاى دارد از او پرسش نمايد.
يكى از علماء متوجه عبد اللّه بن موسى شد و گفت: چه ميگوئى درباره